کانون وبلاگ‌نويسان افغانستان

English پشتو تماس با کانون در باره کانون می خواهم با کانون همکار باشم مطالب آموزشی وبلاگ نویسی مطالب مربوط به کانون چگونه به کانون بپیوندم؟ نمایندگی های کانون لیست مدیران و اعضای کانون
چگونه وبلاگم را بروز برسانم؟
وبلاگ های بروزشده پشتو

حمايت از پن‌لاگ افغانستان

کانون وبلاگ‌نويسان افغانستان يک کانون مستقل و آزاد مربوط به وبلاگ‌نويسان و وب‌نويسان و رسانه دیجیتال می‌باشد.

منابع و اخبار جهان

شبکه خبری CNN
شبکه خبری BBC
U.S NewsWire
شبکه خبری VOA
شبکه خبری CBS
شبکه USA Today
Canada Newswire
شبکه خبری Reuters
ایسوشیتیت پریس AP
شبکه خــبری Al-Jazeera
گروپ خبرهای ناظران W.N.G
آژانس خبری نوسندگان آفریقا
اخبار جهان World News
شبکه خبری FOX News
اخبار جهان World News
Religion News Service
تازه ترین اخبار علمی
شبکه خبری CNS
شبکه خبری ABC
آنــلاین ژورنال
MSNBC
Write News
خـبرهای انترنیت
اخبار Earth Times
تازه‌ترین اخبار هنری جهان
شبـــــکه خبری مسلمانها
سرویس خبرهای مذهبی
تازه ترین اخبار زنان جهان
شبـــکه خبری C-SPAN
گزارشگران آمریکایی
گزارشگران هالیوود
Civil Rights Post
در آچه چه گذشت؟
جهان ترور و وحشت
دنیای تبعیض نژادی
تازه‌ترین اخبار از عراق
MultiNational Force
Word Peace Reports
جهان سیاست در تصویر
Meddle East Observer
تازه‌ترین اخبار CIA & FBI
تازه‌ترین اخبار از دنیای پناهندگان
WorldDisarmament News
تازه‌ترین خبرهای القاعده
شبکه خبری القاعده
خبرهای زندان ابوغریب
حوادث طبیعی جهان
دنیای توطئه خیانت
دنیای جاسوسی
اخبار جاسوسی
Al Qaida News
خبرهای پنتاگون
فلستین پوست
RUSSIA LIFE
جهان سیاست
دنیای جنایت
خبرهای ناتو

مطبوعات بین الملل
News Max
News.com
USA Today
ساندی تایمز
Wolrd Wires
مجله ساینس
آژانس فرانسه
تریبون شیکاگو
Financial Times
News Scientist
World Net Daily
Full Coverage news
Daily Telegraph
World Vision
News Watch
روزنامه گاردین
The HILL
روزنامه ها
از ديگ ر وبلاگ‌ها

اين قسمت مربوط به اخبار و مطالب بروز شده‌ای وبلاگ‌ها می‌باشد که در اين قسمت برای علاقمندان بصورت خلاصه همراه با لينک بروز خواهد شد.

مجتمع وبلاگ های افغانستان جایزه گرفت
Tuesday، July 07، 2009




مجتمع وبلاگ های افغانستان یکی از اعضای کانون وبلاگ نویسان افغانستان که در اولین مسابقه وبلاگ نویسی ‏وبلاگهای افغانستانی با محوریت دوره دوم انتخابات ریاست‎ ‎جمهوری توسط سایت انترنتی افغان گراف راه ‏اندازی شده بود شرکت و در رده برترین وبلاگ های شرکت کننده دراین مسابقه قرار گرفت وجایزه گرفت.‏

خبر را در اینجا بخوانید.... ‏



posted by بـهـمــن « بــدخـــشــانــی » @ 3:26 PM   |
یک هفته از خاموشی ژیلا گذشت

یک هفته از خاموشی ژیلا گذشت

وقتی آهنگ " تو امید من تو پناه من" یا آهنگ " آمده ای دیر باز زود چرا می روی" را می شنوی و یا هم ‏آهنگ " ازغمت ای نازنین عزم سفر می کنم" را به خاطر می آوری، آواز گیرای ژیلا بانوی زیبا، متین و ‏مهربان ترا چند دهه به عقب باز می گرداند تا زمانی را به یاد آوری که این هنرمن محبوب و همراه با استاد ‏خیال هر جمعه شب در رستورانت خیبر کنسرت داشتند.‏



سال های که از جنگ و ویرانی خبری نبود و آهنگ های عاشقانه و زیبای ژیلا و خیال صدها ‏شنونده را به وجد می آورد.‏
ژیلا اولین بار به کمک استاد خیال به رادیو راه یافت. استاد خیال اساسات موسیقی را به ژیلا ‏آموخت و ژیلا در مدتی کمی توانست با پشتکار و تلاش و همکاری استاد خیال در مدت زمان ‏کمی خودش را به قله شهرت برساند.‏
بعد از خانم پروین، ژیلا را می توان از پیشگامان آواز خوانی زنان افغان به حساب آورد. ژیلا ‏توانست با صدا و ادای شیرین و هنرمندانه خود مکتبی را بنیاد گذاری کند که بعد ها زنان آواز ‏زیادی در افغانستان از آن پیروی کردند.‏
درمیان زنان آواز خوان افغان ژیلا به خوش صدایی مشهور است، معاصران او کمتر چنین ‏صدایی داشتند. احمد ظاهر که خود در میان آواز خوانان مرد در افغانستان به آوازخوان حنجره ‏طلایی معروف است، آرزو داشت آلبوم مشترکی با ژیلا داشته باشد.‏
اما مرگ نا بهنگام احمد ظاهر این مجال را نداد و آلبوم مشترک این دو آواز خوان خوش صدا به ‏دو آهنگ محدود شد.‏
ژیلا در سفری که با استاد خیال و جمعی دیگر از هنرمندان افغانی به هند داشت، آهنگ ‏مشترکی را با " محمد رفیع" یکی از مشهور ترین آواز خوانان هند، اجرا کرد که بعد ها بارها ‏وبارها از رادیو افغانستان پخش شد.‏
ژیلا جز گروهی بود که برای نخستین بار در تور هنری در شمال افغانستان شرکت کردند و ‏مردم برای اولین هنرمندانی را که صدای آنها را از رادیو شنیده بودند از نزیدک دیدند. استاد ‏خیال، مددی، آرمان پروین و نسیم جز این گروه بودند.‏
سرانجام در بیست و هشتم ماه جون 2009 از اثر ابتلا به سرطان در آمریکا وفات کرد.‏
ژیلا سالها پیش افغانستان را ترک کرد و بعد از ترک افغانستان سکوت کرد، او با آن که ‏سالهای طولانی را در غربت به سر برد اما دیگر آواز نخواند، آلبوم جدیدی بیرون نداد و حتی در ‏محافل هنری نیز کمتر دیده شد.‏
هرچند بانو رخشانه و سارا زلاند نیز گوشه عزلت گزیدند اما ژیلا خاموش ترین آنها بود.‏
یکی از آخرین خاطرات ژیلا مصاحبه با رادیو بی بی سی است که درست دو روز قبل از مرگ ‏او انجام شد.‏

posted by بـهـمــن « بــدخـــشــانــی » @ 1:38 PM   |
نگاهی به آرایش نیروهای سیاسی در آستانه‌ء انتخابات
Monday، July 06، 2009

نویسنده: علی امیری

افغانستان امروز، از فقر ایدئولوژی رنج می­برد. به همین دلیل ، به رغم تعدّد گروه­های سیاسی، تنوع ایدئولوژی­های سیاسی و در نهایت رقابت ایدئولوژیک در میان گروه­های سیاسی کم­تر مشاهده می­شود. سه ایدئولوژی عمده (اسلامیزم، سوسیالیزم و لیبرالیزم) نه تنها از رهگذر انشعابات و اختلافات تکثیر نشده است، که هر کدام مسیر استحاله را پیموده و در یکدیگر تداخل کرده است.

امروز لیبرال محافظه­کارهای فسیل­شده­ای داریم که از اسلام دم می­زنند؛ اسلامیست­های اخوانی داریم که شعار دموکراسی سر می­دهند ، و سوسیال مارکسیست­هایی داریم که از بازار آزاد سخن می­گویند. کنگره­ی ملی لطیف پدرام و بشیر بیژن را ، که هنوز رؤیای اقتصاد هدایت­شده­ی مدل چین را در سر می­پرورانند و با دم­زدن از امپریالیسم و استکبار و فدرالیزم، حس طبقاتی و ایدئولوژیک خود را تا حدی تسکین می­دهد، نمی­توان جز استثنایی بر سازنده­ی قاعده، در اردوگاه از هم پاشیده­ی چپ افغانی دانست.

نه تنها معاون پدرام ، آقای بشیر بیژن هم به صحنه آمده است، که حضور شاه­نواز تنی، محبوب الله کوشانی و حبیب منگل، همگی از اردوی چپ­های افغانستان، طبل فروپاشی این اردوگاه و زوال ایدئولوژی چپ­گرایی وهژمونی سوسیالیسم را به صدا درآورده است.آرمان­گرایی­های ایدئولوژیک اسلامیست­ها نیز در زیر سایه­ی سنگین واقیعت­های سرسخت اقتصادی و اجتماعی استحاله شده و مشمول قاعده­ی «هرآنچه سخت و استوار است دود می­شود و به هوا می­رود» گردیده است. عبدالرّسول سیاف به اردوی کرزی پیوسته است؛ و برهان الدّین ربانی، هرچند جبهه­ی مخالف کرزی را رهبری می­کند، اما از سر ناگزیری به قواعد بازیِ تن داده است که حریف تعیین کرده است. این استاد دیگر نه از مشروعیت الهی سخن می­گوید، نه از شورای حل و عقد، نه خود را اولی­الامر می­خواند، و نه به صدور فتوا علاقه نشان می­دهد. بلکه کاتولیک­تر از پاپ، بیش از هر کسی دیگر از دموکراسی، قانون و عدالت و انصاف سخن می­گوید. مولوی نبی محمّدی و یونس خالص مرده­اند بدون اینکه کدام میراث فکری یا خلف معنوی از خود برجا نهاده باشند ؛ و صبغت الله مجددی نیز حتی آنگاه که از الهام و اشارات الهی مدد می­جوید، راهی جز تأیید حامدکرزی رییس جمهوی کنونی نمی­یابد. تنها استثنای مؤید قاعده در اردوی اسلام­گرایان گروه طالبان است که توحش جاهلانه­ی آنها، کمتر می­تواند طنین ایدئولوژیک داشته باشد و بیشتر بازتاب یک نیروی اهریمنی و ظهور اراده­ی معطوف به وندالیزم و ویرانی است، و اینک آشکارا همه از آن تبری می­جویند.

دیگر سخن از جریان بی­رمق لیبرالیسم افغانی چندان لزومی ندارد. نسل کهن­تر این جماعت اکنون تقریباً در حال انقراض به سر می­برد. عبدالستار سیرت که اعتبار خود را از وفاداری به شاه سابق می­گرفت، هرچند در جریان کنفرانس بن اندکی چهره نمود، اما در جریان نخستین انتخابات ریاست جمهوری اختر بخت اودرخشش چندانی نداشت و پس از آن رهسپار زاویه خاموشی و فراموشی شد. امین ارسلا نیز در تلاش­ها و تقلّاهای خود چیزی بیشتر از حاشیه­ی قدرت انتظار ندارد، و همایون شاه آصفی نیز روی نیمکت ذخیره نشسته است تا اگر مثل این بار میرویس یاسینی از معاونت دکتر عبدالله سر باز زد، بخت خواب­آلود او بیدار شود. عبدالرحیم غفورزی کشته شد و عبدالغفور روان فرهادی خسته از سیاست و بازی­های آن، اکنون با ادب صوفیانه و مولانا و بیدل بیشتر مأنوس است. نسل جدیدتر لیبرال­های افغانی که به دنبال سقوط طالبان، از مراکز سیاسی و اقتصادی غربی در کشور سرازیر شدند، طلوع نکرده افول کردند، جوان نشده پیر شدند و بی­آنکه برگ و باری بدهند بی­بار و بی­ثمر گشتند. در این میان انورالحق احدی، اشرف غنی احمدزی، و علی احمد جلالی بخت خود را در سیاست و اداره نیز آزمودند، اما گره از کار فروبسته­ی هیچ کس نگشودند.

اینک، در این قحط­سالی ایدئولوژیک، نه افسانه­ی لیبرالیسم کسی را افسون می­کند، نه شرار اندیشه­های آن پیامبر کذّاب (مارکس) کسی را به شور می­آرود و "جهاد" و "دعوت" و "حکومت عدل اسلامی" نیز در عمل آزمون تاریخی خود را پس داده است و دیگر چندان از کسی دل نمی­رباید. در چنین حال و قضایی آرایش نیروهای سیاسی مبنایی جز" منفعت" ندارد. همه می­کوشند که در گلیم قدرت جای پایی برای خود باز کنند. چپ­ها حتی نمی­خواهند نفس­کشیدن سوسیالیزم افغانی را اعلام کنند، بلکه قصد دارند در رودخانه­ی انتخابات غسل تعمیدیافته و خود را تطهیر کنند. عدّه­ی زیادی شاید بتوانند بدین وسیله از گمنامی به در آیند و در تاریخ ثبت شود که در دومین انتخابات ریاست جمهوری مثلا مولانا عبدالقادر امامی غوری و استاد المعتصم بالله مذهبی، هم به عنوان نامزد شرکت داشته­اند. و در سطوح بالاتر که بیاییم دکتر اشرف غنی احمد زی و دکتر عبدالله عبدالله، پست­های انتصابی ضمانت­شده را بر ورود در کارزار انتخابات ترجیح می­دادند. اما بخت یار شان نبود و چانه­زنی­ها و رایزنی­ها و بگومگوهای پشت پرده و روی پرده به نتیجه نرسید و ناگزیریاران سابق رییس جمهور اکنون رو در روی او ایستاده­اند. اینک این وزرای سابق و رقبای لاحق چه پیامی دارند؟ کدام تدبیر ناکرده­ی خود را در کار خواهند کرد و کدام ید بیضا و عصای موسی نهفته­ی خویش را رو خواهند نمود؟ واقعیت این است که رییس جمهور کرزی کارنامه­ی کامیابی ندارد، اما وزای سابق و رقبای لاحق او از او تهی­دست­ترند. دکتر اشرف غنی احمدزی در دانشگاه جنگ زبانی راه انداخت و در وزارت مالیه کارنامه­ی ناکامی از خود رقم زد و آنگاه کوله بار سفر بربست و با روان رنجور و تن بیمار به دور جهان گشت و در مذمت و مضرت اداره­ای که خود از ارکان اصلی آن بود، به هر شیوه ای سخن بافت، اما گوش شنوایی نیافت. اینک خوشبختانه بخت خو را در ترازوی افکار عمومی به آزمون گذاشته است. اما کامیاب آمدن از این آزمون برای او دشوار به نظر می­آید. خوب است که وزن اجتمای دانه های­درشت­ دنیای سیاست آشکار شود و "خوش­ بود گر محک تجربه آید به میان." اما، دکتر عبدالله که در دوران وزارت او 97% کارمندان وزارت خارجه نه تنها از یک قوم که از یک منطقه بود، نیز چهره­ی ناشناخته نیست و سالها است که توان و تدبیر و مهارت و مدیریت و نگاه و نگرش خود را در معرض دید همگان گذارده است. او نیز کارتی برای رو کردن ندارد، اما نسبت به دیگران موقعیت دشوارتری دارد.آیا داکتر عبدالله وزیر از قدرت­مانده­ی سابق است که می­خواهد از نمد قدرت کلاهی برای خویش بسازد و یا نامزد جبهه­ی ملی است که به پشتیبانی اردوگاه مخالفین آمریکا در پی احیای ائتلاف شمال سیاسی است؟ هر گزینه که درست باشد موضع داکتر عبدالله را دشوار می­کند.

دکتر خودش نیز از این واقعیت تا حدودی باخبر است. به همین خاطر است که همزمان که تبلیغات و کمپاین او شدت و رونق می­گیرد، خبرهایی از انصراف او به سود کرزی، اینجا و آنجا نیز شایع می­گردد. این هر دو قابل توجیه است.داکتر عبدالله باید به شدت کمپاین کند و باید بیش از هر کسی دیگر میل به انصراف داشته باشد. چون تنها بازنده­ی واقعی این انتخابات است. در فردای انتخابات دست او از دسترخان دولت کوتاه خواهد بود و ردای رهبری اپوزیسیون نیز در تن او ناسازگار است. باید فشار بیشتر، تبلیغات بیشتر و حتی سبوتاژ بیشتر به کار گیرد تا مگر پیش از روز زورآزمایی به سهم ضمانت شده و تعریف­شده­ای از قدرت دست یابد.

نه در تن ایدئولوژی تابی مانده است و نه در روخ آن رونقی. اینک جدال، جدال منفعت­ها است . با شعارهای تقلیدی «تغییر و امید» نمی­توان کاری از پیش برد و با رمانتیسم سیاسی نمی­توان واقعیت­های سرسخت را تغییر داد. به طور بسیار ساده، داکتر عبدالله باید برای رأی دادن به خود منفعتی تعریف کند. رأی دادن به اونه تنها باید سودی داشته باشد که سودش از رأی دادن به کرزی بیشتر نیز باید باشد. چیزی که داکتر عبدالله به رغم محبوبیت و نجابت خود هرگز نمی­تواند آن را به مخاطبین خود، به مردم افغانستان و به دوستان بین­المللی افغانستان، اثبات کند. راستی رأی دادن به داکتر عبدالله چه سودی دارد و تأمین­کننده­ی کدام منفعت است؟

منبع: جمهوری سکوت

برچسبها:

posted by Afghan PenLog @ 11:21 PM   |
کشف پیکره تاریخی بودا در کابل
Saturday، June 27، 2009

سران وزارت فرهنگ افغانستان از کشف پیکره بودا در جنوب شهر «کابل» خبر دادند.
بلندای پیکره بودا که به تازگی در جوار تپه موسوم به «نارنج» در منطقه «شهدای صالحین» کابل کشف شده است به یک متر می رسد.
مسئولان وزارت فرهنگ افغانستان می گویند : این پیکره 15 قرن قدامت تاریخی دارد.هنوز اما جزئیات کشف این پیکره اعلام نشده است.
پیش تر رئیس اداره اطلاعات و فرهنگ «قندهار» افغانستان از کشف مجسمه تاریخی بودا در این ولایت ، سخن به میان آورده بود.
«عبدالمجید بابی» گفت : پلیس افغانستان وقتی متوجه شد یکی از ساکنان «قندهار» می خواهد مجسمه باستانی را 200 هزار دلار به قاچاقچیان پاکستانی بفروشد به تعقیب او پرداخت.
وی ادامه داد : بدین ترتیب مجسمه بودا که طبق ارزیابی باستان شناسان بیش از 1500 سال قدمت دارد در منطقه مرزی «ژیری» کشف شد و مجرمان بازداشت شدند.گزارش ایسکانیوز می افزاید،مجسمه مورد نظر از موزه «بامیان» دزیده شده بود و قیمت واقعی آن بیش از یک میلیون دلار برآورد می شود.
یادآور می شود «طالبان» دو مجسمه 1600 ساله بودا را سال 2001 به توپ بست.


برچسبها:

posted by Nasim Fekratْ @ 5:15 PM   |
معارف ولسوالی ورس قربانی سیاست بازی های نمایند ه گان شان
Thursday، June 25، 2009
نویسنده: آروین بامیانی

ولسوالی ورس یکی از دورترین و صعب العبورترین ولسوالی های ولایت بامیان به حساب میرود ودارای یکصدو شصت هزار نفوس اند که اکثری مردم این ولسوالی تحت ستم چندلایه قرار دارند. ستم طبقاتی ، ستم مذهبی ، ستم نژادی ، ستم قومی وستم حزبی که درین سه دهه جنگ و خونریزی تمام هست و بود مردم این مرزوبوم توسط قمندانان و افراد زورگو نیست و نابودشدند ولی مردم هیچگاه نا امید و مأیوس نه شدند بلکه راه برون رفت تمام مشکلات خویش را در روشنی نور علم و معرفت میدند مگر آنچه مردم محروم وستمکش ورس میخواستند نه شد بلکه تقریباً برعکس آن نصیب آنان شد یعنی بعد از جلسه بن تا امروز هیچ گونه کاری اساسی و صحیح درولسوالی فوق الذکر درزمینه های معارف ، صحت ، اقتصاد وغیره صورت نگرفته چون گروها و احزاب که درین جا مستقر اند یکی درمقابل دیگر بر خواسته ومانع میشوند . درین ولسوالی حزب وحدت به رهبری خلیلی ، حزب وحدت به رهبری اکبری ، بقایای شورای اتفاق به رهبری سید فکوری و غیره موجود اندو همیشه درمقابل هم بودند بخاطری منافع شخصی خویش دست به کاری که خواسته باشند میزنند.

این ولسوالی با داشتن 160000 نفوس 97 باب مکتب دارند که 13 باب آن لیسه و بقیه متوسطه و ابتدائیه اند و از جمله 97 باب مکتب صرف 2 باب لیسه آن مربوط قشر نسوان میشود و 97% معلمین آن غیرمسلکی و از 25% الی 30% شان فارغ صنف 12 اند بقیه همگی شان فارغ صنف 9 و صنف 6 اند با وجودیکه ازچهارنفر وکیل که ولایت بامیان در مجلس نمایندگان فرستاده 3 تن آن از ورس است که هرکدام نماینده حزبی است نه مردمی چون جوادی عضوی شورای مرکزی حزب وحدت خلیلی است و اکبری رهبری وحدت مردم که در اصل سپاهی است وسید فکور هم بنام رهبری شورای اتفاق است و مهم ازهمه که تمامی اینان مزدوران و جیره خوران ایران هستند وهمیشه گوش به فرمان ارباب خود خامینۀ بودندو هستند منافع ایران را نسبت به منافع مردم و وطن ترجیع داده و میدهند. درین سالهای اخیر باسقوط حامیان جهل و نادانی نیروی قرون وسطی طالبان زمینه برای رشد مغزهای جوان نسبتاً مساعدشد وجوانان ومحصلین ورس بخاطری پشرفت و ترقی ، برابری ومبارزه علیه فساد ، جهل و نادانی با هم نشتند بعد از بحث وگفتگوهای زیاد به این نتیجه رسیدند هرمحصل ورسی بعد از فراغت از دانشگاه یک سال را باید درمکاتب ورس درخدمت مردم ونسل جوان باشند این پروسه را یک دوره بسیار با موفقیت انجام دادند مگرزمانیکه این اجینت های فرومایه به ماحیت کار پی بردند مانع آنان شد چون محصلین مردم را آگاه ساختند و اذهان مردم را نسبت به عملگردهای این خااینین که تا امروز بنام مذهب ، قوم ، نژاد ، زبان و سمت انجام دادند و هنوزهم به آن ایدامه میدهند روشن ساختند واین سخت به ضرر این سالوسان تمام شد چون مردم از تمام کارها ی تنظیم ها مستقر درولسوالی بی زارشدند ودیگربه گفته های دروغین آنان اعتماد نمیکردند بناً امسال این جنگسالاران تمام تضادهای که داشتند کنارگذاشتند و برای زدن معارف و محصلین و خواست های مشروع مردم باهم مشترگاً فردی سفاک ترو مزدورتر ازخودرا به حیث مدیرمعارف ورس فرستادند این فرد مزدور بنام سلطان علی که سالها درخدمت سی آی ای ، کی جی بی وغیره بوده وبا اسناد جعلی وارد موسسات مسلکی کشورشد وبعد ازفراغت از دارالمعلمین بدون کدام تجربه کاری بحیث مدیرمعارف تعین شد این یک آدم فاسد ، بد اخلاق ، جاسوس ، قاچاق بری آثاری تاریخی وده ها موارد دیگر با شواهد و مدارگ موجود است مگراز حمایت باندهای جنایت کارکه در راس آنان خلیلی ، اکبری ، فکوری وغیره اند برخوردار است پس هرچه دلش بخواهد انجام داده ومیدهد به همین لحاظ 200000 دوصدهزارافغانی برای قتل محصلین جوان وروشن جایزه تعین کرده . البته اینرا کورخوانده اومیخواهد با کشتن آن جوانان مبارز و آگاه حقیقت را با مرگ آنان یکجا دفن کنند که یک خیال بیش نیست واین آرزو را سلطان علی و حامیان او به گورخواهد برد. همین قسمیکه فعلاً اکثریت معلمین دست به اعتراض زده وظایف شانرا لغوه قرارداده تا برکناری سالوس بچه سلطان من از تمام مردم ستمکش و رنجدیدو علم پرور ورس خواهشمندم اتحاد و یکپارچگی خویش را حفظ نمود ونگذارند افراد بی شخصیت ، فاسد با سرنوشت دلبندهای شان بازی نماید و تمام آنانرا جاسوس وطنفروش تربیه کند

برچسبها:

posted by Afghan PenLog @ 1:40 PM   |
مدیریت کشاورزی
Wednesday، June 24، 2009

اهميت و ضرورت وجود يك بخش كشاورزي فعال

رشد بخش كشاورزي به عنوان بستري براي كسب اهداف توسعه در كشورهاي در حال توسعه امري ضروري قلمداد مي شود . در ميان اهداف مورد نظر ، بهبود و تقويت رشد اقتصادي و كاهش فقر، بهبود امنيت غذايي و حفظ منابع طبيعي بسيار مهم هستند.

كاهش فقر از طريق رشد اقتصادي

در كشورهاي كم درآمد ، بخش كشاورزي به دليل گستردگي و پيوند هاي قوي با ساير بخش هاي اقتصادي ، به عنوان موتور و محرك اوليه رشد اقتصادي عمل مي نمايد. كشاورزي در اين كشورها بيشترين سهم نيروي كار را به خود اختصاص داده و با 68 درصد اشتغال و 24 درصد توليد ناخالص داخلي جايگاه ويژهاي دارد. اغلب جمعيت فقير به طور مستقيم به اين بخش به اين بخش وابسته بوده و از طريق كشاورزي گذران زندگي ميكنند . افزايش ميزان بهره وري در بخش كشاورزي باعث ارزان تر شدن مواد غذايي شده و كمك قابل توجهي به اقتصاد خانوارهاي فقير مي كند . همچنين كشاورزي نوين با اشتغال بيشتر در واحدهاي فرآوري همراه شده و عرضه ي خدمات و نهاده هاي بيشتري را در بازار به دنبال دارد . اين روند به شكل غير مستقيم به ايجاد اشتغال در مزارع منجر خواهد شد.

به اين ترتيب بخش كشاورزي به طور مستقيم از طريق توليد بيشتر و صادرات و به صورت غير مستقيم از طريق افزايش تقاضا براي خدمات و كالاهاي صنعتي در جوامع روستايي ، به رشد اقتصادي كمك نموده و در نتيجه موجب خلق فرصت هاي شغلي جديد مي گردد.

رشد در بخش اقتصادي نتايج مثبتي بر " فقرزدايي" به خصوص در مناطق روستايي دارد و ذكر اين نكته نيز ضروري است كه روند كاهش فقر شهري را مي توان از طريق رشد بخش روستائي ، به ويژه در بخش كشاورزي تسريع كرد. به طور كلي رشد كشاورزي به صورت غير مستقيم به بهبود وضعيت خانوارهاي شهري و روستائي كمك كرده و با افزايش دستمزدها، كاهش قيمت مواد غذايي و تقاضاي بيشتر براي كالاها و خدمات واسطه اي همراه مي شود. اين پديده به ترغيب و توسعه ي فعاليت هاي زراعي ، افزايش سرمايه هاي توليدي به قشرهاي زحمت كش و بهبود كارايي بازار عوامل خواهد انجاميد . يك مطالعه در سال 1997 پيرامون 35 كشور نشان داد كه يك درصد افزايش توليد ناخالص داخلي سرانه ي كشاورزي ، 1.61 درصد افزايش در درآمدهاي سرانه ي 20 درصد فقيرترين قشرهاي جمعيت را به همراه خواهد داشت.

اهميت كشاورزي در كشاورزي در كشورهاي در حال توسعه از بعد تاريخي ، در فرآيند توسعه ، سهم كشاورزي در توليد و نيروي كار كاهش مي سابد. اين فرآيند باعث شده تا برخي كارشناسان توسعه ، بخش كشاورزي را به عنوان يك عامل فرعي در راستاي توسعه به شمار آورند. از اين رو كاهش فرآورده ها و نيروي كار اين بخش را مي توان ناشي از سياست هاي تبعيض آميز (يك سو نگر) داخلي و سازو كارهاي تجارت بين الملل دانست. بخش كشاورزي ، به عنوان محرك رشد اقتصادي ، به ويژه در كشورهاي در حال توسعه ي فقير مطرح بوده است و "كشاورزي" نقش مهمي در توليناخالص داخلي و اقتصاد روستايي ايفا كرده و بخش قابل ملاحظه اي از جامعه ي فقيران را تحت تاثير قرار مي دهد.

يك بخش سازمان يافته و يكپارچه ي كشاورزي مي تواند به بهبود امنيت غذايي ، كاهش قيمت محصولات غذايي ( به خصوص به نفع جمعيت فقير مي باشد كه سهم نامتناسبي از درآمد خود را صرف غذا مي كنند.) ، افزايش ميزان اشتغال و درآمد ، ايجاد پيوندهاي اقتصادي مهم در زنجيره ي توليد ، و ايجاد تاثيرات مثبت در محيط زيست كمك شاياني كند.

در طول دهه ي 1990، حمايت بين المللي توسعه بخش كشاورزي كاهش يافت زيرا بر اساس شواهد موجود بودجه هاي تخصيص يافته به پروژه هاي كشاورزي و تحقيقات از سوي دولت ها و سازمان هاي بين المللي مرتبط يافته است . با وجود چالش هاي موجود و روند سياست هاي تجارت كشاورزي در كشورهاي صنعتي ، شدت فقر روستايي و نقش مهم كشاورزي در رشد اقتصادي كشورهاي در حال توسعه به ظهور نيازهاي فوري و اضطراري براي تاكيد مجدد به اين بخش و نيز استفادهاز مزيت هاي نسبي در محصولات كشاورزي اين كشورها منجر شده است.

با توجه به فقر گسترده در روستاها و فعاليت هاي زيست محيطي زيان بار ، بايد يك چارچوب توسعه براي كشاورزي و با توجه باصول برابري و پايداري تدوين شود. اين چارچوب حداقل شامل موارد زير است:

· سياست هاي اقتصادي در كشورهاي در حال توسعه كه در برابر توليدات و صادرات عمده تبعيض آميز و يك سو نگر نيستند.

· سياست هاي تجاري در اقتصادي ثروتمند كه در قبال كشورهاي در حال توسعه تبعيض آميز نيستند.

· سرمايه گذاري خصوصي و دولتي در زير ساخت ها ، توسعه فني و اعتبار كه براي مدرن سازي توليد و بهبود رقابت ضروري هستند.

بهبود در امنيت غذايي

در مقياس جهاني ، نياز به مواغذايي و تغذيه، روندي رو به افزايش و وسيع داشته و اكنون تحت تاثير جمعيت و درآمدهاي رو به رشد و نيز تقاضاي حجيم براي خوراك دام قرار دارد. گزارش هاي انتشار يافته از سوي مؤسسه بين المللي پژوهش در سياست غذايي دلالت بر لزوم بازبيني مجدد در سرمايه گذاري هاي دولتي و خصوصي و تدوين برنامه هاي كلان در بلند مدت دارد، تا بتوان قيمت هاي غذايي را تا سال 2020 كاهش داد و اهداف هزاره ي سوم را براي كاهش فقر و سوء تغذيه محقق كرد. در سطح ملي ، رشد اقتصادي از طريق افزايش درآمد جمعيت فقير سهم قابل ملاحظه اي در ميزان دسترسي آنان به مواد غذايي خواهد داشت.

حفاظت از منابع طبيعي

بخش كشاورزي، بزرگترين مصرف كننده ي منابع طبيعي و در عين حال بيشترين نقش را در حفظ آن بر عهده دارد. تخريب منابع آب و خاك در بسياري از مناطق ، از جمله نگراني هاي توليد كنندگان بوده و آگاهي هاي عمومي نسبت به محيط زيست ، باعث ظهور و بكارگيري راهكارهاي حفاظتي شده است . در برخي كشورها استفاده ي زياد از مواد شيميايي و آفت كش ها كه با تاسف بايد اظهار داشت با پرداخت يارانه هاي مختلف همراه است ، مشكلات زيست محيطي بسياري را به وجود آورده است . خذف يارانه ها و افزايش درآمد كشاورزان از طريق بهبود بهرهوري از جمله راهبردهاي مؤثر در كاهش روند تخريب منابع هستند.

آزاد سازي تجاري ضامن موفقيت

تعامل و يكپارچگي با اقتصاد جهاني مي تواند روند رشد و فقر زدرا تقويت كند. در اغلب كشورها ، آزادسازي تجاري گسترده و سهولت در مناسبات تجاري باعث تقويت روند رشد درآمدها و محصول خواهد شد. انديشه ي تجارت باز و سياست سرمايه گذاري همواره تعامل با محيط تجارت جهاني و نيز واردات فناوري هاي متنوع و نوين را در جهت بهرهوري هرچه بيشتر ، تسهيل ميكند. به ويژه آزاد سازي تجارت با رشد هرچه بيشتر بخش كشاورزي همراه بوده است.در مقايسه ي فرآيندهاي مختلف اصلاح سياست هاي تجاري ، استنباط مي شود كه اگر تلاش هاي آزاد سازي ادامه يابند ، در آن صورت بخش كشاورزي در يك دوره ي چهار ساله بعد اصلاحات از يك نرخ رشد متوسط 5.7 درصدي برخوردار خواهد شد و اين نرخ در مقايسه با نرخ 2.8 درصدي پيش از آن قابل توجه به نظر مي رسد.

رفع موانعي مانند تعرفه هاي سنگين واردات محصولات كشاورزي و مواد غذايي از ابعاد مهمي در چرخه يفقرزددايي برخوردار است.اين پديده سبب مي شود تا قيمت مواد غذايي پايين آمده و درنهايت ، مصرف كننده بهره مند شود. از آن جا كه جمعيت فقير ، بخش قابل ملاحظه اي از درآمد خود را صرف غذا مي كند، به دنبال كاهش موانع تجاري، اين گروه از منفعت بيشتري بهره مند خواهند شد.

با هدف حمايت از روند رشد كشاورزي و فقرزدايي، لازم است تا نظام اقتصادي در حال توسعه از طريق حذف يا كاهش موانع تجاري با اقتصاد جهاني تلفيق و همراه شده و به موضوع تجارت چند جانبه در ميان خود و يا با كشورهاي توسعه يافته بپردازند. كشورهاي در حال توسعه براي ايفاي نقش رقابت آميز ، بايد مزيت ها و بهره وري محصولات كشاورزي خود را از طريق اعمال تغييرات لازم در الگوهاي مناسب كشت ، بهبود فناوري هاي توليد ، ارتقاي كانال هاي بازاريابي و ديگر راهكارهاي تكميلي افزايش دهند تا از منافع واقعي ناشي از آزاد سازي تجاري بهره مند شوند. اين به معني آن است كه اين كشورها بايد در مذاكره هاي تجاري خود ملاحظه هاي لازم و ويژه اي را در نظر گيرند. همچنين، بايد نسبت به اعمال ساز و كارهاي تضميني براي مواجهه با اثرات شديد ناشي از انطباق اين مذاكره ها با اقشار آسيب پذير ، از جمله كارگران روستايي اهميت دهند. به طور اساسي اهداف بلند مدت مورد نظر در كاهش موانع تجارت بايد براي كشورهاي د رحال توسعه و توسته يكسان باشد.

منتظر نظرات و انتقادات شما هستيم

انواع مدیریت-سیر تحولی مدیریت-اصول مدیریت-چهار اصل تیلور:

انواع مدیریت:

1.مدیریت صنعتی(تغییر شکل کالا)

2. مدیریت(خرید و فروش و معاوضه)

3. مدیریت(بالا بردن لیاقت ها و شایستگی ها)

4. مدیریت(اداره کردن سازمان های دولتی)

سیر تحولی مدیریت:

1. مدیریت سنتی(استاد شاگردی)

2. مدیریت کلاسیک 1. بوروکراسی

2.علوم اداری

3.مدیریت علمی

فعالیت از نظر هانری فایول:

.1.فعالیت فنی(تغییر شکل کالا ها)

2. فعالیت بازرگانی(خرید و فروش و معاوضه)

3. فعالیت مالی(تهیه منابع مالی)

4. فعالیت ایمنی(افراد و اموال)

5. فعالیت حسابداری(تنظیم صورت های مالی)

6. فعالیت اداری(برنامه ریزی و سازماندهی)

اصول مدیریت:

1.اصل وحدت مدیریت

2. اصل وحدت فرماندهی

3. اصل سلسله مراتب

4. اصل تقسیم کار

5. اصل تناسب اختیار

6. اصل تعادل

7. اصل انعطاف پذیری

8. اصل کارائی

9. اصل ضابطه نظارت

وظایف مدیران:

1.برنامه ریزی

2.سازمان دهی(مشخص کردن آدمها)

3.کار گزینی(هر کس را در جای خود قرار دهیم)

4.کنترل

5.هماهنگی

6.گزارش دهی و گزارش گیری

7.بودجه بندی

8.فرماندهی(صدور دستور)

چهار اصل تیلور:

1.برای هر کاری مناسبترین و بهترین راه وجود دارد.

2.کسانیکه کار انجام می دهند باید آموزش ببینند یا تخصص داشته باشند.

3.تقسیم بین مسولیت و اختیار بطور مساوی

4.طوری با کارکنان رفتار شود که بتواند مسائل و مشکلات را با مدیر مطرح کند

posted by محمد قاسم حیدری @ 12:50 PM   |
علل "جاويد"انگي آمدظاهر
Monday، June 22، 2009

به بهانه شصت سومین سالروز تولد و سی امین سالروز رحلت آمدظاهر
رستم پیمان
دانشجوی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل

بیست و چهار جوزا مصادف بود به چندمین سالروز تولد آمدظاهر مرحوم و همچنان مطابق بود به چندمین سالروز رحلت آمدظاهر. آمدظاهر در چند دهه قبل در این روز چشم به جهان گشود و در چند دهه قبل در این چنین روز چشم از جهان بست. ولی، آمدن و رفتن آمدظاهر برخلاف آمدنها و رفتنهای سایرین که فقط برای آمدن آمدند و برای رفتن رفتند، آمدن و رفتن عادی نبوده بل، آمدن و رفتن آمد ظاهر دارای یک سیری ویژگی های خاص خویش است که در آمدنها و رفتنهای آمدیها و رفتگیها وجود ندارد.
آمدظاهر چون سایری یکبار آمد و مانند دیگران یکبار برفت اما، برخلاف سیر طبیعی آمدن سایرین و رفتن دیگران که فقط آمدن و فقط رفتند، آمد ظاهر یکبار آمد و "جاوید"انگی خویش را با خویش بیاورد و "جاوید" شد و یکبار رفت و برای همیش هم "جاوید"ترشد.
آمد ظاهر تنها "جاوید" تاریخ بشریت نبوده، نیست و هم نخواهد بود بل، تاریخ بشریت ده ها، صدها، هزاران و تعدادی بیشماری "جاوید"ها را در بطن خویش دارد که، "جاوید"انگی هر کدام ناشی از علت و یا علل متفاوت و مختلف میباشد. "جاوید"انگی ارنستو چه گوارا چرگ انقلابی ناشی از نیرو و احساسات مظلوم دوستی و ظالم ستیزی او میباشد که اصلاً و قاعدتاً نمیتوانست در حدود از قبیل رنگ، نژاد، دین، زبان، رنگ، جغرافیای سیاسی و ... محدود گردد بل، همیشه چون سر سرکش سر را از نقاط مختلف جهان بالا میکشید. گاه سر را از کنار مظلومان هم وطن آرجنتاینی اش بلند مینمود و گاه سر را ار کنار فیدل کاسترو نماد ظلم کشی معاصر از کوه های سانتیاگوی کیوبا بالا مینمود و گاه دست در دست مظلومان کانگویی در آفریقا میداد و گاه خبر شهادتش را از جنگل های بولیوا به سمع جهانیان مخابره مینمود و گاه هم تصویر معروف "چریک انقلابی" اش نشان هر طغیان عدالت خواهی و عداوت کشی در هر نقطه از دنیا میشد، میشود و خواهد شد. و علت "جاوید"انگی امام حسین هم ناشی از انقلاب سرخ حسینی اش برای زودودن انحرافات و ظلم های یزیدی در مقابل یزید به هدف نجات دین رسول الله و مظلومان از زیر انحرافات یزیدی و ظلم های امویی درکنار سایر عوامل از قبیل اولاد علی و فاطمه بودن و نواسه رسول خدا بودن میباشد. ولی علت و یا علل آمد ظاهر در چی و کجا نهفته است؟ سوالی است که تعدادی معدودی از مالکان قلم را مجبور به قلم فرسایی نموده است و هر کدام مطابق وسعت و تنگی زاویه دید خویش برای "جاوید"انگی آمد ظاهر علت و یا علل را برشمرده اند. بسا این علل را ذیلاً بیان مینمایم.
اکثریت به کل مالکان قلم نامدار و خواننده دار هنر آمد ظاهر را تنها علت "جاوید"انگی آمد ظاهر پنداشته و ادعا دارند که، اگرآمد ظاهر هنر اش را برای دید مردم به نمایش نمیگذاشت و یا هنرمند نمیشد و هنرمند نمیبود، "جاوید"انگی که امروز از خویش به ارث گذاشته و در چانته کارنامه اش دارد و همیش بنام زنده یاد و همیشه جاوید یاد میشود، در چانته نخواهد میداشت و القاب زنده یاد و همیشه جاوید هم از پس و پیش نامش، نامش را دنبال نخواهد میکرد ولی بنده به عنوان یک جوان افغان که شدیداً به هنر آمد ظاهر علاقه و به شخصیتش احترام دارم به این عقیده ام که، درست است هنر آمد ظاهر بزرگتری علت "جاوید"انگی آمدظاهر است ولی، هنر آمدظاهر تنها علت "جاوید"انگی آمدظاهر نیست بل، هنر آمدظاهر ناشی از علل مختلف است که دلیل آنهم چند بعدی بودن شخصیت آمدظاهر و آئینه هرکس بودن آمدظاهر است.
آمدظاهر در کنار داشتن هنر عالی از احساس فقیر دوستی و غریب پروری والای هم برخوردارد بوده و آنانیکه چندی صبای با آمدظاهر گذشتانده اند، از فقیر دوستی ها و غریب پروری های آمد ظاهر قصه ها و خاطرات فراوانی دارند که احساس فیقر دوستی و غریب پروری آمد ظاهر هم یک علت از علل "جاوید"انگی آمد ظاهر میباشد.
آمدظاهر با وجود داشتن "خود" بزرگ،هیچگاه از خودگذری برای آنچیزها و آنانکه برای "خود" آمدظاهر ضرورت داشتند، دریغ ننموده بل همیشه خویش را در راه آرمانهایکه که آن ایمان و عقیده داشت و برای آنانکه برای آمدظاهر ضرورت داشتند، قربانی نموده است که آمدن آمدظاهر از آدرس یک فامیل سیاسی با ولدیت نخست وزیر و رئیس پارلمان در روی استج و قرار گرفتن در عقب آلات موسیقی و آواز خواندن درعصر که هنرمند شدن ننگ و هنرمند شدن یک عضو فامیل سیاسیون در کنار ننگ بی ننگی بود، مُثَبِت خودگذریهای آمد ظاهر در راه هنر و اخصاً هنر موسیقی افغنستان که آمدظاهر به آن ایمان و عقیده داشت، میباشد پس خودگذری های آمد در راه هنر افغانستان در زمانیکه هنر برای بقایش به اینچنین خودگذری ها و از این آدرس ها شدیداً نیاز داشت و برای آنانکه برای آمدظاهر در وقتی که جز با خود خدا کسی یا چیزی دیگری نداشت، ضرورت داشتند نیز یکی از علل "جاوید"انگی آمدظاهر است. که با جرئت میتوان مدعی موجودیت دین آمدظاهر بر گردن هنر و هنرمند و جامعه افغانستان بدلیل از خودگذری های آمدظاهر شد که امید دارم ما بیتوانیم این دین را بصورت شاید و بایدش ادأ نماییم
آمدظاهر در کنار داشتن شخصیت چند بعدی، از خصوصیت آئینه هرکس بودن هم بر خوردار بوده که این خصوصیت هم یک علت از علل "جاوید"انگی آمد ظاهر است. هرکسی خویش را در روی این آئینه خویش میدید و میبیند و نه بیگانه.
آنانکه میخواستند و میخواهند خییر به معنی حقیقی خییر باشد نه به معنی واقعی خییر که امروز مود روز شده و برای یک افغانی خیرات ده ها افغانی دیگر تبلیغات میشود، کوشیده اند و میکوشند که از الگوی خییر بودن آمدظاهر تقلید نموده و خیر خویش را در آئینه خیرات آمدظاهر بینند که مطابق اصول این الگو، در زمان خیر کردن دست راست از خیر کردن دست چب مطلع نگردد و از خیر نمودن هر قدری که مقدور است هم دریغ نشود.
آنانکه میخواهند تازه در دنیایی موسیقی پا بگذارد و هنر مند شوند، با آهنگ های آمد ظاهر دنیایی موسیقی را آغاز مینمایند و سعی میکنند تا هنر خویش را در رور آئینه هنر آمدظاهر پرتاب نموده و برای دید مردم به نمایش بگذارند و اکثریت به کل اینها میخواهند تا آمدظاهر ثانی گردنند ولی افسوس و صد افسوس که آمدظاهر یکبار ظهور کرد و آمدظاهر شدن ثانی مقدور نیست و آنهایکه این حکم طبیعت را درک کرده اند بجای آمدظاهر شدن به تقلید از شیوه و سبک آمدظاهر میپردازند.
پس: "جاوید"انگی آمدظاهر ناشی از علل مختلف است که بیان همه این علل در حوصله این چنین مقالات نمیگنجد و هدف از نبشتاراین چند سطر هم بیان تمام علل "جاوید"انگی آمدظاهر نبوده و نیست بل، هدف آن ادای نسبی دین این هنرمند است که در گردن هر شهروند این کشور سوار است.

یادداشت: دلیل استفاده "آمدظاهر" که همان گویش توده یی "احمدظاهر"است، توده یی بودن احمدظاهر است نه بدلیل کدام دلیل دیگر.
posted by انديشه ها @ 1:45 PM   |
گردهمایی
Thursday، June 18، 2009

اولین گردهمایی دانشجویان افغانستانی سراسر ایران

اهتمام به امور دانشجويان غير ايراني مقيم، به خصوص دانشجويان فعال در عرصه سياسي وفرهنگي همواره مورد توجه بوده است. با نگاهی گذرا در ميان دانشجويان خارجي مقيم ایران به وضوح مشاهده می شود که بيشترين تعداد آنها از ميان دانشجويان افغانستاني وعراقي بوده كه در رشته هاي مختلف دانشگاهي تحصيل مي كنند، از طرفي اين دانشجويان همواره مورد بي توجهي مسئولين نهادهاي فرهنگي قرار گرفته وتقريبا شامل هيچ گونه برنامه منسجمي براي اين قشر از دانشجويان وفارغ التحصيلان كه جمعيتي بالغ بر 3000 نفر را شامل مي شوند صورت نگرفته است. فلذا در طرح مذكور اولين دوره اردوي آموزشي سياسي فعالين دانشگاهها واعضاي تشكل ها وNGO هاي دانشجويي با تكيه بر اهداف ذيل برگزار مي گردد.

اهداف:
ايجاد زمينه فرصت گردهمايي وتقويت انسجام تشكيلاتي درون دانشجويان افغانستاني شاغل به تحصيل در ايران
بستر سازي آموزش كادر وساماندهي فعاليتهاي پس از بازگشت دانشجويان افغانستاني
تقويت بنيه فرهنگي وديني دانشجويان با توجه به فرصت حضورشان در جمهوري اسلامي
آگاه سازي نسبت به شرايط حال حاضر جهان اسلام، تعهدها وتكاليف قشر تحصيل كرده
آشنايي وبهره مندي از مباني آموزش سياسي در جهت تقويت بنيه تشكيلاتي
فراهم نمودن فرصت نشاط ومفرح وسازنده براي دانشجويان در كنار همديگر


زمان برگزاری: ۱۹ تيرماه الي ۲۴ تير ماهمكان: دانشگاه بوعلی سینا همدان

با حضور دانشجويان فعال سياسي، اعضاي شوراي مركزي تشكل ها وكانونهاي دانشگاهي از دانشگاههاي تهران وشهرستانها...
posted by afplut @ 1:47 PM   |
پرسش و پاسخ های رایج در باره کانون
وبلاگ‌های بروز شده افغانستان

مطالب نشر شده
آرچیف
Template by

 
Nasim Fekrat
BLOGGER

blog counter

View My Stats Add to Technorati Favorites