Ads 468x60px

Featured Posts

دوشنبه، تیر ۳۰، ۱۳۹۳

معجزه ی ازاربند در انتخابات

آنچه در پایین می خوانید گفتار دوستی است که از زبان واژه های منتخب من برای شما بازگویی می شود. 

با نگاهی بیرونی به افغانستان از نگاه لباس و پوشاک مردانه، بی درنگ پیراهن-تنبان نخستین نوع پوشاکی است که به ذهن مان خواهد رسید. این پیراهن-تنبان در نوع خود دارای شگفتی های فراوانی است که یکی از آن شگفتی ها "ازاربند" آن است. البته این ازاربند خود نیز یکی از شگفتی های هفتگانه ی آفرینش انسان به شمار می رود. در اینجا می خواهم به یکی از عجایب این شگفتی هفتگانه کوتاه اشاره ای کنم و سپس التماس دعا در شب های قدر از شما دارم. 


به نظر من ازاربند پیراهن-تنبان شباهت فراوانی با وضعیت کنونی انتخابات دارد. اگر آن را شل ببندید، اوضاع خراب می شود و مایه ی شرمساری؛ و اگر آن را محکم ببندید، باعث سربلندی و غرور مردانه. اما این را چه به انتخابات؟ پس ببینید.
جان کری را به عنوان پیراهن-تنبان تصور کنید. تصور کردید؟
او هنگامی که با هدف حل چالش عمیق انتخابات به کابل آمد بی شک، در یک فرهنگ و بافت افغانی که غیرت و سنت های گذشته اش چنین ایجاب می کند، دست به ازاربندش می برد و ما افغان ها را به غیرت وامی دارد. از آنجا که نزدیک به همه ی خارجیان مقیم در افغانستان هرازگاه یا غالبا پیراهن-تنبان به تن می کنند، جان کری نیز در ارگ، که نمی دانیم چه شد و چه گذشت، یک بار در خفا پیراهن-تنبان پوشیده باشد. احتمالا در همین هنگام است که مانند داستان های وسترن هالیوود، دست به ازاربندش برده است و دو نامزد را ناگزیر به کوتاه آمدن از موضع شان کرده باشد. گمانم حال او این هدیه ی افغانی را به خانه اش برده باشد تا در دور بعد انتخابات ریاست جموری کشورش خود را کاندید کند.


شگفتی ازاربند در این است که با شل بستنش احتمال اینکه برهنگی به بار بیاورد و آبروریزی بیافریند، زیاد است. چه بسا موارد فراوانی را خودمان به چشم سر دیده باشیم. بستنش نیز مانند دستمال قدرت "برادر کایکو" - آن ابرمرد نیرومند افسانه ای جاپان نیروبخش و امیدوارکننده به نظر می رسد. 

چهارشنبه، تیر ۲۵، ۱۳۹۳

چند ویژگی استثنایی جامعه مدنی افغانستان

جامعه مدنی کشورم فعالیت های بی شماری انجام داده که در این لابه لا گاه فعالیت های مثبت و سازنده نیز به چشم خورده است. هر چند، ساختار و نوع انجام آن دچار اشتباه هایی بوده است. این جامعه دارای ویژگی های عمومی چون جوامع مدنی دیگر کشورها دارد که از آن جمله دادخواهی و فریاد جمعی در برابر نابسامانی ها است. یکی از این فعالیت های مثبت در راستای اعتراض به نابسامانی ها اعتراض دسته جمعی در برابر قانونی است که بر بنیاد آن نمایندگان مجلس کشورم به خود اختیار دادند 25 درصد معاش دائمی داشته باشند، پاسپورت سیاسی برایشان فراهم باشد، از خدمات صحی رایگان برخوردار باشند و 4 سال فعالیت شان در پارلمان معادل چهار سال تحصیل در دانشگاه به شمار برود. حرکت نامبرده در تاریخ 25 سرطان 1393 ساعت 9 بامداد مقابل پارلمان افغانستان صورت گرفت و کم و بیش به دوصد تن در آن شرکت داشتند.


در این میان چند ویژگی استثنایی جامعه مدنی کشورم را باید گوشزد کنم که آن را مستثنا ساخته است از بسیاری کشورهای دیگر. این ویژگی ها در حرکت مدنی نامبرده در بالا به چشم خورد. در پایین این چند ویژگی بیان می شود.

1. شرکت کنندگان بحث های مدنی و آنان که نام فعال مدنی را یدک می کشند، از نگاه تحصیلی غالبا علوم سیاسی، روابط بین الملل، حقوق بین الملل خوانده اند و می خوانند و مسلما اهداف سیاسی بلندمدت نیز دارند. 
2. شرکت کنندگان و هماهنگ کنندگان حرکت های کوچک مدنی یا غالبا در یک نهاد سیاسی عضویت دارند، یا خود را سیاستمدار می خوانند و یا رویای نامزد شدن در پارلمان، شورای ولایتی در سر می پرورانند و یا از این دست
3. در هیچ حرکت مدنی نسبتا گسترده حضور چهره های سیاسی به عنوان اعتراض کننده (از خیمه زدن و پیوستن به صفوف ناراضیان گرفته تا اعلام حمایت از یک حرکت مدنی) همیشه پررنگ بوده. {که خود خلاف اصول فعالیت مدنی است}
4. فعالیت جامعه مدنی خلاصه شده به اهدای خون، خیمه زدن، راهپیمایی کردن و لابی{دست کم باید کتاب جین شارپ، پدر فعالیت مدنی در امریکا، را مطالعه کنند تا با 194 روش اعتراض مدنی آشنا شویم. هر چند لابی کار جامعه مدنی نیست. لابی مختص جهان سیاست است}.
5. تخصصی نبود جامعه مدنی. از دو نگاه می توان این را دید: 1. نبود چهره های حقوقدان، پزشک، انجینر، قاضی، ادیب و ... در جامعه مدنی؛ 2. نبود جمع حرفه ای که خاص روی صلح کار کنند، خاص روی پایان دادن جنگ کار کنند، خاص برای دادخواهی از قوانین زحمت بکشند، خاص برای زنان کار کنند ...
6. پاتوق/ملاقاتگاه دوستانه. در حرکت مدنی امروز، که به وضوح در آن به چشم می آمد، چهره های حاضر همان هایی بودند که همیشه در چنین برنامه هایی شرکت دارند، کمتر فرد تازه ای (یک کراچی ران و از این دست) دیده می شد. دوستان کنار هم می آیند تا همدیگر را ببینند و عکس های یادگاری بگیرند. 
7. قوم محوری. جامعه مدنی با واکنش اش در برابر این قانون جدید چون گذشته ثابت کرد که جامعه مدنی ما قوم محوری است. اکثر شرکت کنندگان این حرکت از یک قوم بود، قومی که ادعای مدنی تر بودن دارد.


...

سه‌شنبه، تیر ۲۴، ۱۳۹۳

شعر وکیل

بخشکد این قریحه ی شعری

پنج سال پیش در موتر نشاندی ام                          یادت می آید وکیل؟
شهروند خوب وظیفه شناس خواندی ام                   یادت می آید وکیل؟
پشت صندوق رای توی بودی که ماندی ام               یادت می آید وکیل؟
دریای رای برایت ساختم و قطره آبی نخوراندی ام    یادت می آید وکیل؟
عریضه دادم هر روز، به دروازه ات کشاندی ام       یادت می آید وکیل؟
با بادیگارهایت خاک بادکردی و ترساندی ام           یادت می آید وکیل؟
کمک خواستم، چیغ زدی و چون بید تکاندی ام         یادت می آید وکیل؟
روز بارانی به تو رای دادم و دیروز سیلی به گوش خواباندی ام    یادت می آید وکیل؟
مکتب و برق طلبیدم و با مشت به زمین کوباندی ام   یادت می آید وکیل؟


دوشنبه، اردیبهشت ۲۹، ۱۳۹۳

به پیشواز تجلیل از پایتخت فرهنگی سارک "بامیان"

انتخاب شدن بامیان بعنوان پایتخت فرهنگی سارک برای مردم منطقه فرصت بزرگی فراهم کرده است. فکر میکنم ما باید با یک برنامه همه جانبه به پیشواز سال 2015 برویم. مردم، نهادهای مدنی، موسسات و دولت در کنار همدگر میتوانند بیاد ماندنی ترین جشن در تاریخ افغانستان را رقم بزنند.

مردم بامیان
باشندگان بامیان بعنوان میزبان این جشن بزرگ باید در قبال آن احساس مسئولیت کنند. طوریکه هرتوریستی که در بامیان می آید با خاطره خوب از آنجا برود و بعنوان یک مبلغ جاذبه های توریستی بامیان و مهمانداری مردمان بامیان عمل کند.
چگونگی راهنمایی جهانگردان، تهیه، ساخت و طراحی صنایع دستی که بشکلی از این مدنیت نمایندگی نماید. 
آموزش بازاریان و کسانیکه بشکلی با توریستها و مهمانان سر و کار دارند. و خیلی از کارهایی دگر است که باید روی آن فکر شود و از مردم دعوت گردد تا در آن سهیم گردند.

نهادهای مدنی، بنگاه های فرهنگی و رسانه ها!
مسئولیت آگاهی و دادخواهی درمورد انکشاف و توسعه زیربناها وظیفه جامعه مدنی است. هرچند نهادهای مدنی در بامیان نشانداده اند که از ابتکار کافی برخوردار اند. با توجه فرصت اندک که وجود دارد و بودجه سال 1393 هم قابل تغییر نیست، لازم است تا نهادهای مدنی در برنامه سازی و جستجوی منابع لازم برای تطبیق برنامه ها دولت محلی و برنامه سازان را یاری رسانند.

موسسات
موسسات میتوانند در تطبیق برنامه ها به حکومت محلی همکاری کنند و خصوصا موسسات بین المللی از تجارب برگزاری چنین مراسمها در کشورهای دگر در بامیان استفاده کنند.
اداره محلی بامیان
دولت محلی باید بعنوان محور مرکزی در اجرای این پروژه بزرگ ملی عمل میکند. حکومت محلی باید کمیته ی ویژه ای درمورد تشکیل داده و روی چگونگی برگزاری این مراسم در مشوره با متخصصین مربوط کار را آغازکند.

فرصت بسیار اندک است و تا چشم برهم بزنی 2015 آمده است. این فرصت خیز بزرگی است بسوی توسعه بامیان پس بر همه ی ماست تا از این فرصت بعنوان سکوی پرتاب بامیان از محرومیت بطرف توسعه بنگریم. دنیا برای ما میزبانی المپیک و یا برگزاری جام جهانی را نمیدهد ولی نفس انتخاب بامیان بعنوان پایتخت فرهنگی کشورهای عضو سارک ارزش بمراتب بالاتر از میزبان جام جهانی بودن را دارد.

بیایید همه برای برگزاری یک جشن بزرگ آماده شویم و با هم اندیشی و دور اندیشی بسوی افق های نوین حرکت کنیم. فکر کنیم، نظر دهیم، طرح بریزیم و راه های برگزاری بهترین جشن ممکن را جستجو کنیم. بقول معروف " تاتنور سرد نشده نان را بچسپانیم". بسم اللهه

شنبه، اردیبهشت ۲۷، ۱۳۹۳

خدایا! خیلی وقت است فیسبوک نمی آیی؟

گفته بودی میمیرم
اما یکبار!
ولی من هزاران بار مرده ام

گاهی خشم خودت  مرا در جوزجان، تخار و بدخشان به زانو درآورد
زمانی در "انتحاری" جانشینان ات در کابل و ننگرهار کندهار مردم
بله
آنها برای رضای تو و رفتن به بهشت جلیقه را به تن کرده بودند
زمانی مجاهد با الهام از حرف خودت " و قاتلو فی سبیل الله..." مرا کشت
درست شنیدی!
 آنها میگفتد برای رضای تو اینکار را میکند

بله من هزاران بار مرده ام  و دوباره زنده شده ام

من مردم
وقتی شنیدم عالم دین ات به دختران ده ساله تجاوز کرد
ولی دخترک قرار بود ترا بشناسد
و به راه و روش خودت زندگی کند

من هزاران بار مرده ام و زنده شده ام

وقتی!
نصف این جامعه در اسارت نصف دگر است
 و
 آن نصفه دگر برده و غلام چند نفر دگر

اما
 بنام رهبر قبیله، ملای مذهب
و هزار کوفت و زهرمار دگر...
دوازده شب از لابراتوار برگشتم
درست فهمیدی من محصل ام
و دیدم هنوز در سرزمینم جانشین ات را تعیین نکرده اند

چرا؟
چون اینجا یک نفر به نمایندگی از صدها تفکر رای میدهد

خدا!

چند انگشت باید بریده شود تا خلیفه ات
بر سرزمین نفرین شده ء من باز گردد

راستی تو!
هیچ خبر نداری اینجا چی خبر است؟

شاید
خیلی وقت است فیسبوک نمی آیی
یوتیوب را هم نمی بینی
بیا!
 و بندگان ات را تماشا کن
تا ببینی
چگونه خلیفه ات
بنام خودت گردن ام را می برد
آنهم از پشت
خیلی وقت است صحیفه هایت آپ نشده اند و همینطور جانشینان ات
اینجا مرداب مطلق است
و من ناامید از روییدن
حتی یک نیلوفر


یکشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۹۳

برداشت سیاسی از سیلاب در کابل

از دیروز به این سو کابل میزبان باران و رگبار شدیدی بوده است. امروز هم گویا هوای ابری و بارانی خواهد بود. عکس های فیسبوکی و انستاگرام گویای شدت فاجعه ی وضعیت شهری است. مشکلات زیادی در این میان وجود دارد که دست به دست هم می دهند تا کابلیان شاهد فاجعه ی طبیعی باشند.

آگاهی پایین مردم از اینکه خود باید در بهبودی شهر کوشا باشند؛ اینکه چنین سیلاب هایی نتیجه ی گرمایش بی رویه ی زمین است و شهروندان هر روز نقشی برجسته تر در آلودگی شهرشان بازی می کنند؛ اینکه شهرداری کابل شایستگی ندارد.

در این میان شماری از نمایندگان پارلمان از بامداد روبه روی ورودی ساختمان شهرداری کابل گرد هم آمده اند و دست به اعتراض زده اند. نخست باید گفت که بازیگر دنیای سیاست هیچ گاه دست به اعتراض نمی زند که خاطی را فرا می خواند و از او می پرسد چرا و چگونه. دوم روش عملکرد این نمایندگان غیر سیاسی است و سوم، نتایج انتخابات هنوز نامشخص است.


این حرکت نمایندگان پارلمان می تواند پیامی به رئیس جمهور کنونی و نامزدان پیشتاز ریاست جمهوری فعلی باشد. یک مانور سیاسی برای ماندن بر جایگاه نماینده پارلمانی و درخواست همیاری غیرمستقیم برای حضور در کابینه بعدی.