کانون وبلاگ‌نويسان افغانستان

‍‍پيوستن به کانون پن‌لاگ افغانستان

هدف این کانون دفاع از حقوق وبلاگ‌نويسان افغانستان است. برای عضو شدن در اين کانون لطفا به اين اميل آدرس info@afghanpenlog.com در تماس شوید. پيوستن در این مدار شرايط خاصی وجود ندارد. البته نويسندگان و ژورناليستان آزاد هم مي‌توانند به این کانون بپيوندند. ما کوشش خواهيم کرد هرچه زودتر اساسنامه‌ای ترتيب دهيم و بر اساس آن خط مشی خود را اعلان نمايم. از تمام وبلاگ‌نويسان افغانستان خواهشمندیم که در این دايره بپيوندند و دريچه برای آزادی بيان و خصوصا دنيايی وبلاگ را در افغانستان باز نگه‌ دارند. اين کانون به ياری چند نفر از وبلاگ‌نويسان فعال افغانستان ايجاد شده است که در آينده اسامی تمامی اعضای اين کانون اعلام خواهد شد. بخش انگليسی این کانون اينجا است: Afghan PenLog

وبلاگ های ناافغانی

حمايت از پن‌لاگ افغانستان

کانون وبلاگ‌نويسان افغانستان يک کانون مستقل و آزاد مربوط به وبلاگ‌نويسان و وب‌نويسان و رسانه‌ای اليکترونيکی می‌باشد.

آخرین خبرها

اين بخش مربوط به آخرين خبرها و مطالب از سراسر جهان مربوط به افغانستان و خاور ميانه خواهد بود.

از ديگر وبلاگ‌ها

اين قسمت مربوط به اخبار و مطالب بروز شده‌ای وبلاگ‌ها می‌باشد که در اين قسمت برای علاقمندان بصورت خلاصه همراه با لينک بروز خواهد شد.

سیمرغ آهنین ناسا با سلامت بر سطح مریخ فرود آمد
Friday، May 30، 2008

نویسنده: یونس بخشی

داستان سفر این سفینه از زمین الی مریخ بسیار جالب و شنیدنی است. در سال 1999 یک مریخ نورد که با هدف مشابه هدف فینکس تهیه شده بود، به علت مشکلات فنی نتوانست به سلامت بر سطح مریخ فرود آید و در اثر برخورد شدید با سطح نابود شد. اما این شکست دانشمندان را از ادامه تلاش برای تحقیقات علمی در سیاره سرخ نا امید نه ساخت و برای سال 2001 یک مأموریت دیگر در نظر گرفته شد که آن هم به دلایل مختلف به تعویق افتاد. برنامه ارسال مریخ نورد برای چندین سال متوقف بود تا اینکه در 4 اگست 2007 مریخ نورد سیمرغ یا فینکس با هدف جستجوی منشاء حیات موجودات بسیار کوچک یا میکرو ارگانیزم به مریخ فرستاده شد.

اولین تصویر ارسالی فینکس از مریخ

تصاویر بدست آمده از محل فرود نشان می دهد که این اولین فرود موفقیت آمیز یک مریخ نورد از سال 1976 بدینسو بر سطح این سیاره می باشد. زمانیکه سفینه وارد میدان جاذبه مریخ گردید، سرعت آن به علت قوه کشش مریخ تا 20،400 کیلومتر در ساعت افزایش یافت. اما سیستم توقف یا برک در این سفینه که در سه مرحله تعبیه شده بود، سفینه را با آرامی و راحت بر سطح مریخ نشاند.

در این تصویر مناطق قطبی یا یخی شبیه مناطق قطبی زمین نشان داده شده

البته دلیل عمده فرود موفقیت سیمرغ یا فینکس به علت نبود سنگ های بزرگ در محلی بنام واسیتاس بوریلیز (Vastitas Borealis) می باشد که با شمال کانادا از نظر عرض جغرافیایی شبیه است.

بعد از اینکه پیام فرود موفقیت آمیز این پرنده آهنین 420 میلیون دالری بر سطح مریخ به زمین مخابره شد، فضای داخل مرکز کنترول جی. پی. ال را خوشی و سرور فرا گرفت و مسئولین همدیگر را به آغوش می کشیدند و به همدیگر تبریک می گفتند.

تیم مربوطه به شدت نگران فرود سیمرغ بودند، زیرا بعد از فرستادن اولین سفینه توسط روس ها سال 1960 خطر سقوط یا شکست سفینه ها در مأموریت های مریخ حدودأ 50 درصد می باشد.

در این تصویر گوشه ای از صفحه خورشیدی سیمرغ دیده می شود

این سفینه گران قیمت با هدف کمک به دانشمندان در جستجوی شرایط مناسب زندگی میکرو ارگانیزم (موجودات کوچک) در قطب شمال طراحی شده است. با توجه به اینکه منطقه قطبی مریخ همانند زمین تغییرات فصلی دارد، دانشمندان سعی دارند تا دریابند که آیا محلی است که گاهی گرم شود و خاک آن از نظر آب غنی و مناسب برای میکرو ارگانیزم ها و حاوی منرال های لازم برای حیات گردد.

به گفته سمیت پژوهشگر ارشد پروژه فینکس در دانشگاه اریزونا، تمام مأموریت ما حفاری است، زیرا دریافته ایم که مناطق قطبی در برابر تغییرات اقلیمی بسیار حساس اند و می تواند گذشته یا تاریخچه حیات را در خود نهفته باشد. ما فکر می کنیم که موجوادت زنده یا ارگانیک در اثر برخورد دنباله دار ها یا دیگر اجرام آسمانی در آن محل وجود داشته و وجود آب مایع و موجودات زنده دلالت بر "منطقه حیات" بودن این محل می کند.
دستگاه های نصب شده بر این کاوشگر

از جمله دیگر تجهیزات نصب شده بر فینکس یک کمره و یک بازوی روباتیک 2.35 متره که توان حفاری یخ تا عمق یک متر را دارد می باشند و در ضمن می تواند نمونه های بدست آورده را بخاطر کشف مالیکول های هایدروژن و کاربن که اجزای اساسی حیات شمرده می شوند، تا حد لازم گرم نماید. همچنان یک سیستم هواشناسی بخاطر مطالعه اتموسفر مریخ در این مریخ نورد نصب شده است.
نوت:

بعد از رسیدن فینکس در مدار مریخ، سفینه فضایی مریخ اکسپرس که بدور مریخ در گردش است، یک سلسله پروگرام های اولیه دستوری را که با هدف حمایت از نشست سیمرغ طراحی شده انجام می دهد.
مدار گرد مریخ اکسپرس سازمان فضایی اروپا

مریخ اکسپرس سازمان فضایی اروپا یا ایسا سرعت خود بدور مریخ را آهسته می سازد تا سیمرغ را از لحظه ورود به اتموسفر تحت نظر و کنترول داشته باشد. یعنی آنتن ارتباطی خود را به سوی سیمرغ تنظیم نموده و با حفظ سیمرغ در خط ارتباط، سیگنال های دریافتی را در آن دقایق حساس ثبت می کند.

بعد از تکیمل جریان ثبت، مریخ اکسپرس جهت آنتن خود را به سوی زمین تنظیم می کند و به ارسال اطلاعات به سوی زمین می پردازد

برچسبها:

posted by Afghan PenLog @ 11:54 PM   |
جمع آوری امضا برای رهایی پرویز کامبخش
Tuesday، May 27، 2008
تظاهراتی در حمایت از پرویز کامبخش (آرشیو)
تا حالا چندین بار در حمایت از پرویز کامبخش در افغانستان تظاهرات شده است
گزارشگران بدون مرز جمع آوری امضا برای درخواست رهایی پرویز کامبخش، دانشجوی محکوم به اعدام در افغانستان را آغاز کرده است.

پرویز کامبخش، دانشجوی سال سوم روزنامه نگاری دانشگاه بلخ، در شمال افغانستان، از حدود هفت ماه پیش به اتهام "اهانت به اسلام" بازداشت و در زندان بسر می برد.

او متهم است که مقاله ای را از یک سایت اینترنتی گرفته که به "زن ستیزی" در اسلام می پردازد و پس از علاوه کردن چندین جمله در آن، این نوشتار را در اختیار سایر دانشجویان دانشگاه بلخ قرار داده است.

ماه گذشته، یک دادگاه ابتدایی در بلخ، کامبخش را محکوم به اعدام کرد، موضوعی که اعتراض های گسترده ای نهادهای دفاع از حقوق بشری را در پی داشت.

پرویز کامبخش در نخستین جلسه دادگاه تجدید نظر در کابل گفته بود که از وضعیت قناعت بخش صحی و روانی برخوردار نیست.

رسیدگی فوری

پرویز کامبخش در دادگاه
پرویز کامبخش در دادگاه تجدید نظر در کابل
گزارشگران بدون مرز با انتشار یک اعلامیه گفته است که این سازمان، از مقامات مسئول در افغانستان می خواهد تا هرچه زودتر به پرونده کامبخش که برای بررسی به دادگاه تجدید نظر در کابل منتقل شده، رسیدگی کنند.

پرویز کامبخش، روز گذشته (یکشنبه، پنجم جوزا/خرداد) به دلیل آنچه که "مشکلات صحی" خوانده شد، از دادگاه تجدید نظر در کابل خواست تا برای رسیدگی به پرونده اش، یک هفته به او مهلت داده شود.

گزارشگران بدون مرز در اعلامیه خود به نقل از برادر پرویز کامبخش نوشته است: "هر اندازه دادگاه موکول شود (با تاخیر برگزار شود)، برای پرویز خطرناک است، چون وی در وضعیت صحی و روانی خوبی بسر نمی برد و ماندن بیشتر او در زندان، امکان دارد حیات او را به خطر روبرو کند."

پیش از این، چندین تظاهرات در حمایت از پرویز کامبخش در افغانستان راه اندازی شده و نهادهای مختلف حقوق بشری، خواستار رسیدگی عادلانه به این پرونده شده اند.

کامبخش اتهام "اهانت به اسلام" را که علیه او وارد شده، رد کرده و گفته است که اعتراف به نوشتن بخشی از یک مقاله کفرآمیز در بلخ، به جبر و اکراه او گرفته شده است.

برگرفته از بی‌بی‌سی

برچسبها:

posted by Afghan PenLog @ 12:10 PM   |
مدیر مسئول رادیو دایکندی مورد بازجويی قرار گرف
نویسنده: احمد معین

سلطان علی ارزگانی
والی دایکندی بدليل انتقاد های محمد رجا، صاحب امتیاز و مدیر مسئول رادیو دایکندی نسبت به عملکرد هایش به لوی خارنوالی (دادستانی) شکایت کرد . در این شکایت نامه سلطان علی ارزگانی والی دایکندی محمد رجا را متهم به شایعه پراکنی در رابطه با بودجه انکشافی سال 1386 و همچنین تخریش اذهان عمومی نسبت به دولت و بی کفایت خواندن ایشان کرده است .

مدیر مسئول رادیوی دایکندی پس از اتهامات وارده به سارنوالی مرافعه دایکندی احضار شد و به اتهامات والی دایکندی پاسخ گفت .

آقای داکتر محمد رجا در مصاحبه ای با سایت دایکندی گفت : چندی قبل از سوی لوی سارنوالی هیئتی جهت بررسی فساد اداری موجود در ادارات دولتی دایکندی و بررسی عملکرد های شاروال بی تقرر شخص والی به مرکز ولایت دایکندی آمده بودند که سلطان علی ارزگانی والی ولایت دایکندی از من شکایتی را تقدیم این هیئت کرده بود , مبنی بر اینکه اینجانب ایشان را بی کفایت خوانده ام و شایعه پراکنی دورغ نسبت به مصرف نرسیدن بودجه انکشافی سال 1386 بر اثر بی کفایتی شخص ایشان را جهت تخریش اذهان عمومی داشته ام .

وی افزود : سلطان علی ارزگانی به هر جائی که دستش رسیده است از من شکایت نموده و اتهامات واهی و بی اساس را به من نسبت داده است و از تعدادی از اطرافیان خود برای تائید این ادعای غیر قانونی اش امضا گرفته است که تعدادی از امضای هائی موجود در این شکایت نامه جعلی است .

وی گفت : سلطان علی ارزگانی در ابتدا کوشید با ارعاب , تهدید , فحاشی و دشنام دادن مرا وادار به سکونت نماید و چون از این طریق نتوانست کاری را از پیش ببرد , جاسوسی را به طور ماهرانه به رادیو دایکندی فرستاد و وقتی که تیرش به سنگ خورد , این بار شکایتی به مراجع مختلف و حتی آنچه شنیده ام که در نزد دیگران شایعه و در نزد خودم نزدیک به واقعیت , در پی گرفتن جانم است .

وی در ادامه افزود : از کسی که بی پروا اتهام می بند و هیچ ابای از لجن مال شدن حقوق فردی و جمعی مردم ندارد و در پی خاک پوش کردن عملکرد های خلاف قانون خود در دایکندی است , مطمئن هستم از سر ناچاری می تواند به هر عمل بزدلانه دست بزند.

در ادامه از آقای محمد رجا مدیر مسئول رادیو دایکندی در رابطه با واقعیت بودن بودجه انکشافی پرسیده شد که ایشان پاسخ دادند : من در این زمینه اسناد و مدارک کافی در اختیار دارم , اگر والی مدعی است که این موضوع درغ بوده است چرا به جای دسیسه چینی و بستن اتهامات بی اساس سند و مدارک ارائه نمی کند .

در ادامه وی از والی دایکندی خواست تا به جای بستن اتهامات واهی با من مناظره کند و اگر نتوانست اسناد ارائه کند باید به خاطر این غفلت و کوتاهی و سهل انگاری در وظیفه اش از مردم دایکندی عذر خواهی کند و دایکندی را ترک نماید .

قابل یادآوری است که والی دایکندی در طی مصاحبه ای که قبلا با دیدبان رسانه ها و رادیو دایکندی داشته است از موجودیت 32 میلیون دالر بودجه انکشافی اظهار بی اطلاعی کرده است و ان را یک دورغ محض خوانده است .

داکتر محمد علی ستیغ نماینده شورای ملی دایکندی قبلا در این رابطه گفته بود : اگر والی دایکندی از بودجه انکشافی بی خبر است باید به حال والی خندید و اگر ایشان نتوانسته است این بودجه را به مصرف برساند باید بر حال مردم دایکندی گریست .

برچسبها:

posted by Nasim Fekrat @ 9:11 AM   |
مطبوعات در افغانستان
Monday، May 26، 2008
به کابلستان بیائید
posted by kabulistan @ 1:44 PM   |
خریداری نسخه خطی جلد چهارم سراج التواریخ افغانستان

اخیراً دولت افغانستان نسخه خطی جلد چهارم کتاب سراج التواریخ نوشته فیض محمد کاتب را خریداری کرده و در آرشیو ملی این کشور بایگانی کرده است.
با خریدن این نسخه دوره چهار جلدی نسخه های خطی کتاب سراج التواریخ که به خط خود "ملا فیص محمد کاتب هزاره" نوشته شده در آرشیو ملی افغانستان تکمیل شده است.
حلیم تنویر پژوهشگر تاریخ و سرپرست آرشیو ملی افغانستان در گفتگویی با بی بی سی گفت نسخه خطی جلد چهارم این کتاب را دولت افغانستان از یک کتابخانه خصوصی به قیمت ۲۵ هزار دلار خریده است.
آقای تنویر گفت موضوع خریداری این نسخه از سال گذشته مورد بحث مقامات دولت افغانستان بوده و اخیراً با تایید ریاست جمهوری، پارلمان و مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ، این کتاب خریداری شده است.
جلد چهارم این کتاب، به خط نستعلیق فیض محمد کاتب است و شامل ۱۴۶۷ صفحه به قطع ۲۰ در ۱۷ سانتی متر می شود.
مطابق نوشته خود نویسنده در صفحه آخر کتاب، این بخش سراج التواریخ در ششم حوت (اسفند) سال ۱۳۰۴ خورشیدی به پایان رسیده است.
این جلد کتاب سراج التواریخ، که پس از مرگ حبیب الله خان نوشته شده، حوادث دوره سلطنت او را از ۱۳۱۹ تا ۱۳۳۷ هجری قمری در بر دارد.
توقیف؟
نویسنده در مقدمه این جلد از کتاب نوشته است که این بخش از کتاب را به دستور فیض محمد خان، وزیر معارف دولت امان الله خان نوشته است.
فیض محمد کاتب که خود در دربار حبیب الله خان به دقت ناظر تحولات بوده بسیاری از مسایل پشت پرده را در این کتاب نوشته که در کتاب های دیگر نیامده است.
بنا بر این مقدمه نویسنده حمایت هاشم شایق، معاون اداره دارالتالیف دولت امانی را هم با خود داشته است.
با وجود این کاتب در مقدمه جلد چهارم این کتاب ابراز امیدواری کرده است که کتاب او دیگر "توقیف" نشود و نویسنده دچار "یاس" و از حقوق خود "محروم" نشود.
اشاره نویسنده ظاهراً به سرنوشت نسخه چاپ شده جلدهای اول تا سوم کتاب سراج التواریخ است که به دستور امیر حبیب الله خان در چاپخانه سلطنتی مصادره و از بین برده شد.
اما این کتاب در زمان سلطنت امان الله خان هم -با وجود این که آزادی های بیشتری به میان آمد و شاه شخصاً از این آزادی ها حمایت می کرد - به چاپ نرسید.
حلیم تنویر، نویسنده و پژوهشگر تاریخ افغانستان، در این مورد می گوید: "حتی امان الله خان نمی خواست صدای مخالفانش چاپ شود و نظریات شان چاپ شود؛ او دیگر ضرورت به این نداشت که تمام حوادث دوره امیرحبیب الله خان چاپ شود."
جلد سوم
بر اساس نسخه موجود جلد چهارم این کتاب نویسنده ۱۳۷ صفحه مطالب مربوط به جلد سوم را نیز در آغاز جلد چهارم آورده که تاریخ پایان این قسمت ۱۳۰۳ خورشیدی است.
ظاهراً این قسمت جلد سوم سراج التواریخ که سانسور نشده و حوادث سالهای اخیر سلطنت عبدالرحمان خان را در بر دارد، در نسخه چاپی جلد سوم این کتاب نیامده است.
جلد سوم سراج التواریخ مانند جلدهای نخست و دوم آن به دستور حبیب الله خان نوشته شد و او شخصاً نظارت بر کار نوشتن آن را به دوش گرفت و به گفته خود او در مقدمه جلد اول این کتاب، آن را " شخصاً حک و اصلاح" کرده و دستور چاپ داده است.
سانسور
در نسخه خطی جلدهای اول و دوم سراج التواریخ، که به زمان پیش از حکومت خانواده حبیب الله خان مربوط می شود، نظارت و سانسور زیاد دیده نمی شود؛ اما در جلد سوم این مساله واضح است.
مولوی عبدالروف، به عنوان "منشی حضور" شاه متن فارسی این کتاب را نظارت کرده و شخصی به نام عبداللطیف مدرس، که مورد اعتماد امیر بوده جملات عربی کتاب را بررسی کرده است.
آنان بیشتر مانند ویراستاران "صحت الفاظ، عبارات، مضامین و معانی" جزوه های سراج التواریخ را بررسی و در پای آنها امضا کرده اند.
بر اساس نسخه های خطی موجود سراج التواریخ امیر حبیب الله خان شخصاً این جزوه ها را پس از بررسی این دو ویراستار، شبانه بررسی و امضا کرده و دستور چاپ آنها را داده است.
امیر و دو ویراستار سراج التواریخ در برخی از جملات تغییراتی را وارد کرده اند. در برخی جملات دیگر عبارتهایی را حذف کرده یا افزوده اند؛ اما تغییرات کلی نیاورده اند.
اما گاهی این بررسی به مرزهای دشوار و حساسی می رسیده است. امیر در آغاز جلد سوم نوشته است: "صفحه نهم را فیض محمد کاتب جواب بگوید بعد دستخط کرده خواهد شد."
کاتب در زیر آن پاسخ داده است که موضوع را از یکی از فرمان های ثبت شده شاه نقل کرده و به علاوه آن یادآوری کرده است که برای اطمینان بیشتر موضوع از عبدالرحیم خان "تحویل دار دفاتر و کتب ثبت احکام پادشاهی" پرسیده شود.
نسخه ای دیگر
یک نسخه دیگر هم از جلد سوم سراج التواریخ به خط خود کاتب در آرشیو ملی افغانستان وجود دارد که ظاهراً از نظر امیر و منشیان او نگذشته است.
این نسخه با نسخه تصحیح شده در برخی موارد تفاوت دارد. در صفحه داخلی پشتی این نسخه کسی با قلم خودنویس نوشته که ممکن است این نسخه "مسوده اصلی" جلد سوم کتاب پیش از سانسور باشد.
این نسخه جلد سوم در ۵۰۲ برگ و به خط ریز نوشته شده است.
نویسنده در جلد سوم این کتاب حوادث، لشکرکشی ها و قتل عام های دوره حاکمیت عبدالرحمان خان را به صورت زیرکانه ای شرح داده است.
بسیاری از گزارشهای مفصلی که در این کتاب از وقایع سلطنت عبدالرحمان آمده است در کتابهای دیگر نیامده است.
جلد اول و دوم
نسخه خطی جلدهای اول و دوم سراج التواریخ مانند نسخه چاپ شده آن در یک مجلد است.
جلد اول این کتاب تاریخ افغانستان را در دوره حاکمیت خانواده سدوزایی از آغاز بنیانگذاری سلطنت آنان در ۱۱۶۰ ق. تا پایان آن در ۱۲۵۸ ق. در بر دارد.
جلد دوم این کتاب به شرح تاریخ افغانستان در زمان حاکمیت خاندان محمد زایی ها از ۱۲۵۹ تا ۱۲۹۷ قمری اختصاص یافته است.
چاپ کتاب
پس از پخش خبر تکمیل دوره چهار جلدی سراج التواریخ، بسیاری ها منتظر هستند که این کتاب هر چه زودتر به چاپ برسد.
دین محمد مبارز راشدی معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در این مورد به بی بی سی گفت: "وزارت کوشش می کند که زمینه چاپ آن را فراهم بسازد. ما زمینه های چاپ آن را بررسی می کنیم و امیداواریم که بتوانیم آن را چاپ بکنیم و در دسترس مردم قرار بدهیم."
حلیم تنویر، سرپرست آرشیو ملی تاکید می کند که یک کمیسیون بی طرف و کارشناس باید این کتاب را آماده چاپ کند.
با این حال به نظر نمی رسد این کتاب که شامل چهار جلد قطور می شود و ناشناخته ترین زاویه های تاریخ معاصر افغانستان را شرح می دهد به زودی به چاپ برسد.


بر گرفته شده از سایت بی بی سی
posted by دختر ورسی @ 9:31 AM   |
آيا غربي ها اشتباه روس ها را تکرار مي کنند؟
Friday، May 23، 2008
نویسنده: محمد اسحاق فياض
امضاي سند همکاري هاي استراتژيک ميان امريکا و افغانستان همزمان شده است با آغاز خروج نيروهاي شوروي سابق از افغانستان. تقريبا 20 سال پيش نيروهاي ارتش سرخ شوروي با پذيرش شکست درافغانستان براي برون رفت از باتلاق افغانستان، خروج خود را ازاين کشورآغاز کردند و رژيم کمونيستي کابل را در ميدان کار و راز جنگ با مجاهدين تنها گذاشت. نيروهاي شوروي درسايه توافقات مذاکرات ژنو زير نظر سازمان ملل متحد زمينه خروج خود را از افغانستان فراهم کرد. هم‌اکنون نيز، همين سازمان پس از 20 سال در افغانستان از گسترش جنگ و خونريزي و کشته شدن افراد بيگناه و غير نظامي اظهار تاسف و نگراني کرده است. نيروهاي شوروي وقتي دريافتند، هرقدر درافغانستان بمانند بيشتر دراين باتلاق غرق خواهند شد، پس از هشت سال اشغال گري از افغانستان خارج گرديدند، اما متاسفانه سرچشمه هاي نفاق و چالش ها و بحران هايي که اين باتلاق را در افغانستان ايجاد کرده بود نخشکيد و افغانستان خود نيز دراين باتلاق خونين گرفتار آمد و اکنون تقريبا 20 سال ديگر است که پس از خروج نيروهاي شوروي از افغانستان اين کشور همچنان در آتش جنگ و نا امني مي سوزد.


روزپنچ شنبه هفته گذشته سفارت روسيه در کابل به مناسبت بيستمين سال روز آغاز خروج نيروهاي شوروي سابق از افغانستان، مراسمي برپا کرد تا ياد و خاطره سربازان روسي را که در افغانستان توسط مجاهدين کشته شده اند، گرامي بدارند. دراين مراسم سفير مسلمان روسيه آقاي ضمير کابلف در مصاحبه اي هشدار داده است که کشورهاي غربي درافغانستان اشتباهات شوروي سابق را تکرار مي کنند. اوگفت:" نيروهاي بين المللي مستقر در افغانستان، هم اکنون اشتباه هايي را مرتکب مي شوند که شوروي سابق در دهه هشتاد مرتکب شده بود. ناديده گرفتن خواستهاي مردم از سوي نيروهاي خارجي، نبود آگاهي کافي در مورد ساختارهاي اجتماعي و قومي افغانستان و عدم احترام به رسم و رواجها وارزشهاي مذهبي دراين کشور از جمله اشتباهاتي است که نيروهاي بين المللي در افغانستان تکرار مي کنند". او حتي شرايط زندگي مردم افغانستان در شرايط فعلي را به مراتب بدتر از زمان اشغال گري شوروي سابق خواند و گفت:" هيچ مشکلي در فراهم آوري غذا و معاش و ديگر امکانات وجود نداشت. مردم فعاليت صدها کارخانه را که صدها هزار افغان در آن شامل کار بودند، به ياد دارند"
درچنين شرايطي جنگ در افغانستان طي سه سال اخير تشديد يافته است و اختلافات دروني اعضاي ناتو در مورد جنگ با تروريسم درافغانستان اين پيمان نظامي را رنج مي دهد، امريکا هنوزهم اصرار بر باقي ماندن درافغانستان دارد. امضاي دومين سند و پيمان استراتژيک ميان امريکا و افغانستان، نشان مي دهد که درميان کشور هاي غربي لااقل امريکا همچنان برماندن درافغانستان مصمم است و تلاش دارد با افزايش نيروهاي تازه نفس و استفاده از تاکتيک هاي جديد با نيروهاي تروريسم و افراطي گري به مقابله برخيزد.

درهمين هفته اي که گذشت آقاي داکتر اسپنتا وزير خارجه افغانستان، سندي همکاري هاي استراتژيک را با همتاي خود خانم رايس در واشنگتن امضاکردند. اين دومين سند همکاري استراژيک ميان افغانستان و آمريکا است که پس از فروپاشي رژيم طالبان امضا مي شود. نخستين سند همکاري هاي استراتژيک در ماه مي سال 2005 ميان حامد کرزي و جورج بوش، رؤساي جمهور افغانستان و آمريکا امضا شده بود. دولت افغانستان اعلام کرده که هدف از امضاي اين سند، تضمين همکاري هاي دراز مدت آمريکا با افغانستان در عرصه هاي بازسازي و کمک به امنيت است. وزارت خارجه افغانستان مي گويد دومين سند استراتژيک ميان افغانستان و آمريکا داراي نکات تازه اي است که در سند اولي وجود نداشت. تاکيد بر اجراي توافقنامه لندن، همکاري هاي منطقه اي و همکاري در عرصه سرمايه گذاري هاي بيشتر در افغانستان، از جمله اين نکات است. هدف از امضاي اين سند، کمک به افغانستان در عرصه هاي بازسازي و امنيتي، تا زمانيست که افغانستان بتواند روي پاي خود با ايستد.

در ديداري که ميان رايس و اسپنتا صورت گرفت، رايس گفته است که امريکا هيچگاه اشتباه تنها گذاشتن افغانستان را که بعد از خروج قشون اتحاد شوروي سابق نموده بودند ، تکرار نخواهد نکرد. ما اين اشتباه را تکرار نخواهيم کرد ، ما براي افغانستان متعهد هستيم ، ما براي آينده افغانستان متعهد هستيم. افغان ها مطمين باشند که دوستان امريکايي آنها ساليان متمادي در کنار شان خواهند بود. ما در انتظار روزي هستيم که افغانستان در نتيجه رهبري رئيس جمهورکرزي و تلاش مردم افغانستان ، کاملاً باثبات ، کامياب و موفق گردد، من ميدانم که اين روز به زودي خواهد رسيد.

اين سخنان نشان مي دهد که امريکا نمي خواهد که از افغانستان مانند روسها سرافکنده خارج گردد و تلاش دارد تا سالهاي سال درافغانستان باقي بمانند و حضور شان را آن قدر دوام دهند تا دولت افغانستان روي پاي خود بايستد. هرچند که اين سخنان تکيه دلي براي مردم افغانستان به شمار مي رود و لا اقل اين اطمينان را به مردم مي دهد که تا زماني که نيروهاي امريکا درافغانستان باشد طالبان کابل را نمي توانند تسخير نمايند. اما سئوال اساسي اين است که اگر اين حضور دوام دار، همراه با تامين امنيت نباشد و دامنه خشونت ها هرسال در افغانستان گسترده تر گردد، آيا امريکا برخلاف گفته هاي خانم رايس در همان باتلاقي که روسها گرفتار آمد، دچارنمي گردد؟ زيرا تازماني که درافغانستان امنيت کامل و سراسري برقرارنگردد هروقت امريکا اين کشوررا ترک کند، همان گريز از باتلاقي است که روسها دچار آن گرديدند.

هرچند هنوز زود است که افغانستان را باتلاقي براي نيروهاي امريکايي و ديگر کشورهاي غربي بناميم، اما اگر روند شورش ها و ناامني ها هرسال به جاي کاهش، افزايش پيدا کند؛ بايد پذيرفت که افغانستان به مرور زمان به باتلاقي براي نيروهاي کشورهاي غربي نيز تبديل خواهد شد.
براي آن که موضوع روشن شود، تصوري از عوامل تشديد بحران در دو مقطع زماني حضور نيروهاي خارجي درافغانستان ارايه مي گردد. به راستي چه عواملي سبب گرديد که افغانستان به تلاق روسها تبديل گرديد و کدام عوامل هنوز هم در افغانستان وجود دارد؟ نفرت عمومي مردم از روسها و قيام سراسري مردم اولين گزينه تشديد بحران نظامي درافغانستان در زمان اشغال شوروي بود، مردم ازرژيم کمونيستي کابل نفرت داشتند وجهاد را برعليه ارتش سرخ واجب مي دانستند. اکنون هرچند که آن نفرت عمومي بيست سال پيش نسبت به نيروهاي خارجي در ميان توده هاي مردم وجود ندارد، اما مشکل اساسي اين است که ناتواني نيروهاي خارجي در مقابله با افراطي گري و افزايش فقر وبيکاري در ميان توده هاي مردم و گسترش سرسام آور فساد اداري، هرورز برنفرت عمومي مردم از دولت مرکزي و نيروهاي خارجي درافغانستان مي افزايد.اکنون ديگر هيچ جاي ترديد نيست که گروه طالبان به اندازه مجاهدين در حنوب و جنوب شرق افغانستان ميان توده هاي مردم نفوذ دارند و چنين نفوذي مي تواند بر بحران ناامني و تشديد دوام دار جنگ ها بيافزايد. ازطرف ديگر توانايي و مهارتي که نيروهاي طالبان و القاعده پيدا کرده اند به مراتب بيشتراز توانايي و مهارت هاي مجاهدين سابق است و اين مي تواند زنگ خطري براي نيروهاي خارجي درافغانستان باشد.

شايد سومين عاملي که هنوزهم تغييري درآن ايجاد نشده منابع تقويت و گسترش آشوب درافغانستان باشد. پاکستان هنوزهم بزرگ ترين پايگاه امن تروريست ها است، همانطوري که در گذشته بهترين پايگاه امن مجاهدين به شمار مي رفت. اکنون تمام اين منابع در اختيار تروريست ها است. امريکا و ديگر کشور هاي غربي هرقدر تلاش کردند نتوانستند هيچ تهديدي براي پايگاههاي ترويست ها در پاکستان ايجاد نمايند. هم اکنون ملاعمر و بن لادن با آرامش خاطر دراين سرزمين زندگي مي کنند و هرازچندگاهي پيامي را براي دنيا مخابره مي کنند. شايد تنها عاملي که درشرايط فعلي وجود ندارد کمک هاي هنگفت غرب براي مجاهدين است. اما بايد اذعان کرد کمک هاي اسلام گرايان افراطي براي تروريست ها در کشور هاي عربي چند برابر شده است و نيز از سوي ديگر موادمخدر به بزرگ ترين منبع اقصادي آنان تبديل شده است. البته باتوجه با رقابت هاي موجود ميان غرب و روسيه هيچ بعيد نيست که اين بار روسها از غرب انتقام بگيرد و درآينده به کمک تسليحاتي و مالي شورشيان در افغانستان برعليه نيروهاي غربي اقدام کند.

اکنون با توجه به اين عوامل آيا مي توان باورکرد که آرزوهاي خانم رايس درافغانستان برآورده مي شود و امريکا و ديگر کشور هاي غربي پيروزمندانه و مقتدارانه افغانستان را پس از چند سال ترک مي کنند و امنيت کامل و سراسري در افغانستان برقرار مي گردد؟

شايد الان تصورافغانستان به باتلاق براي نيروهاي غربي گران باشد، و به شدت در برابر اين تعبير واکنش نشان مي دهند، اما سئوال اساسي که بايد کشورهاي غربي بجاي واکنش بدان پاسخ دهند اين است که در طول شش سال آنان چه دستآوردي دربرابر مبارزه با تروريسم درافغانستان به ارمغان آورده اند که اميد وار باشيم افغانستان براي آنان به باتلاق تبديل نمي گردد؟.زبده ترين نيروهاي تازه نفس امريکايي در گرمسير هنوز هم نتوانسته اند گلوگاههاي نفوذ طالبان را از مرز با پاکستان ببندند، درحالي که گرمسير به شهر ارواح تبديل شده است اما خبري از تصفيه کامل طالبان دراين ولسوالي نيست.
به هرحال اگرهمين سال نيز وضعيت به همين منوال ادامه پيدا کند و نيروهاي خارجي نتوانند دستآورد هايي را که در عراق بدست آوردند در افغانستان بدست آورند و ناامني ها همچنان در جنوب افغانستان گسترش پيدا کند، اگر کشور هاي غربي قبول نکنند، مردم جهان قبول مي کنند که افغانستان به باتلاقي براي نيروهاي کشورهاي غربي تبديل شده است.

posted by Afghan PenLog @ 8:57 AM   |
یگ مردی برگشته از مهاجرت
Wednesday، May 21، 2008

یگ مردی برگشته از مهاجرت منزل ویران شده اش را در ساحه دشت برچی بازسازی مینماید . ادامه عکس ها بصیر...
posted by basir seerat @ 5:42 PM   |
امان از این (ی) هزارچهره
Sunday، May 18، 2008
در باره ستور زبان و مشکلات نوشتاری
در یکی از نوشته های پیشین با عنوان «کبوتر در خانۀ خود..» اندرباب انواع (ی) در زبان فارسی/دری نوشته بودم. یکی از انواع ی که به گمانم بیشتر کاربرد دارد، ی نکره است؛یعنی همان پسوندی که درآخر برخی نامها می آوریم تا نشان دهیم که آن چیز را نمی شناسیم یا نمی خواهیم بشناسانیم(یا به هرمقصد دیگری): دوستی ، عزیزی، کتابی، نگاهی، دختری و ..تا اینجای بحث توضیح واضحات است اما...

گاهی پسوند ی ( که خوانده می شود ای) در آخر کلماتی مانند واقعیتها، زیبا، رها و .. که منتهی به مصوت آ هستند می آید. در این حالت میان این دو مصوت یک صامت میانجی به کار است: زیبایی، رهایی، واقعیتهایی که متأسفانه بسیاری از قلم به دستان جوان وطندار من از این نکته غافل هستند و به خلاف قاعده زبان (و خلاف تلفظ خودشان) مثلا می نویسند«آنچه من می نگارم واقعیتهای است که به چشم خویش دیده ام». واقعیتها در این جمله نکره است و باید ی نشانه نکره داشته باشد که دارد اما یک ی میانجی هم قبل از ی نکره لازم است که نیاورده است و نظیر این اشتباه را حداقل در نوشتارهای وبلاگی بسیار می بینم.
فکر می کنم که نکاتی که در چند نبشتۀ پیشین دربارۀ ی عرض کرده بودم در مین مطالب دیگر گم شده و کمتر خوانده شده است بنابراین یک بار دیگر این نکات را تذکر می دهم:

۱- مشکل التقای مصوت ها در هنگام ساختن ترکیبات وصفی یا اضافی از اسم هایی که منتهی به الف(مصوت بلند آ) هستندمانند آقا، گلها، زیبا، رؤیا نیز پیش می آید. در این ترکیبات، ی میانجی در خط ظاهر و نوشته می شود : آقای امینی ، زیبای خفته، گلهای داوودی، رؤیای یک شب سرد زمستانی.

-۲- مصوت بلند (ای) که با ی نشان داده می شود، در ترکیبات اضافی که نیاز به ی میانجی دارند مثل (پری دریایی) ، وظیفۀ ی میانجی را نیز به گردن می گیرند پس در این موارد لازم نیست ی میانجی یا بدل آن همزه را بنویسیم : تیزی چاقو ، قوطی خالی( وسط هرکدام از این ترکیبات یک ی میانجی تلفظ می شود).

۳- پسوند ی که انواع زیادی مانند ی مصدری ، ی لیاقت، ی نکره ، ی نسبت و... دارد، به صورت مصوت بلند (ای) تلفظ می شود و بنابراین اگر به کلمه ای بچسبد که درانتهای خود صامت ندارد،نیاز به میانجی پیدا می کند. در این حالت بسته به نوع مصوتی که در انتهای کلمه قراردارد حروف متفاوتی میانجی قرار می گیرند:

۱) کلمات منتهی به مصوت بلند (آ) یا (او): صامت ی میانجی قرار می گیرد:

آقا+ی نکره= آقا+ی میانجی+ی نکره/مصدری/..=آقایی(یک آقا/ آقابودن،آقامنشی/..)
کربلا+ی نسبت/نکره/وحدت/و..= کربلا+ ی میانجی+ ی نسبت= کربلایی(معانی واضح است)
بو+ ی نکره/یا/..= بو +ی میانجی+ی نکره/یا..= بویی
سو(جهت)+ی = سو+ی میانجی+ی = سویی

۳)کلمات منتهی به مصوت بلند (ای) و فتحه/کسره( ه بیان حرکت): صامت همزه میانجی قرار می گیرد:

تاریکی+ی نکره = تاریکی ای / تاریکیئی

بازی+ی نکره/نسبت /..= بازی ای/ بازیئی

خانه+ی = خانه+همزه(الف)+ی= خانه ای

نکته: ۱- آوردن پسوند ی(ای) برای کلمات منتهی به مصوت بلند (ای)، فصیح و بلیغ نیست و کسانی که به انشاء درست فارسی مسلط باشند نیازی به این کار پیدا نمی کنند بلکه با شگردی دیگر در جمله ، مقصود خود را تأمین می کنند. مثلا ی نکره را به صفت این اسمها می چسبانند :تاریکی عمیقی بر دنیا چیره گشت ۲- برای کلمات منتهی به ه بیان حرکت،مخصوصا هنگامی که ی نسبت یا لیاقت پسوند آنها قرار گیرد، صامت گ نیز میانجی قرار می گیرد: خانگی،خوردگی،شیفتگی و ..

باید توجه داشت که کلماتی مثل نو (تازه،جدید) در انتهای خود صامت دارند نه مصوت و بنابراین اگر یکی از انواع پسوند (ی) به آن افزوده شود،مثلا ی مصدری، چنین نوشته می شود: نوی(تازگی،نو بودن) و (نویی) اشتباه است.

برچسبها:

posted by Afghan PenLog @ 10:47 AM   |
حاکمان شبهای کابل
شبهای کابل بسیار زیباست!!!!! و مخصوصاً که اگر از بالا به آن نگاه کنی مانند صفحه شطرنج متشتت یا به قول ما تیت و پرکی می ماند که یک جایش روشنایی است و جای دیگرش تاریکی. و این صفحه در شب بعد تغییر کرده نقطه تاریکش روشن و نقطه روشنش تاریک می شود و این داستان یک شب در میان تکرار می گردد. اما از اینها گذشته شبهای کابل جلوه دیگری هم دارد و آن اینکه حاکمان شب آن با حاکمان روز آن فرق می کنند...
ادامه مطلب را در «گفتنی ها» بخوانید. بر روی لینک زیر کلیک کنید:
posted by Afghanblogger @ 12:04 AM   |
گفتنی ها
Saturday، May 17، 2008
با «گفتنی ها» همراه باشید.
http://afghannevesht.blogspot.com
posted by Afghanblogger @ 11:59 PM   |
امریکا در پی راه اندازي زندان دیگری در افغانستان است
روزنامه نيويورك تايمز امروز شنبه از تصميم مقامات امریکایی به ساختن زندان بزرگ ديگري در پايگاه اصلي نظاميان خود در خاك افغانستان خبر داد.
به گزارش خبرگزاري رويترز از واشنگتن، اين نشريه به نقل از "مارك رايت" سخنگوي پنتاگون افزود كه برنامه‌هايي براي ساخت مجموعه اي جديد به مساحت ‪ ۲۴‬هكتار و با هزينه‌اي نزدیک به ‪۶۰‬ ميليون دالر در پايگاه نظامي بگرام، در حال تدوين است.
به نوشته ی نيويورك تايمز، ارتش امریکا در زندان موقت فعلي خود در پايگاه بگرام، نزدیک به ‪۶۳۰‬زنداني را، جا داده است.
posted by عبدالله خداداد @ 2:54 PM   |
انتحار در ولایت فراه، 15 کشته و 22 زخمی برجا گذاشت
Thursday، May 15، 2008

این حمله، ساعت 9:30 پیش از چاشت امروز، در مرکز ولسوالی "دلارام"، در محل تجمع نیروهای امنیتی رخ داد.

"محمد یونس رسولی"، معاون والی فراه، با تأیید این خبر به " گفت: در این حمله ی انتحاری، 15 تن کشته و 22 تن زخمی شده اند که بیشتر قربانیان، افراد پولیس می باشند.

مسئوولین امنیتی می گویند: تا اکنون، هویت فرد انتحار کننده، روشن نشده است.

posted by عبدالله خداداد @ 3:48 PM   |
شورای متحد ملی افغانستان، مخالف امضاء تفاهم نامه ی استراتژیک با قدرتهای بزرگ است

كابل - دکتر مهدی، عضو شوراي متحد ملي افغانستان گفت: اين تشكل سياسي مخالف امضاء هر نوع تفاهم نامه استراتژيك با قدرت‌هاي بزرگ جهان است و آن را باعث ايجاد نگراني در منطقه مي‌داند.

به گزارش ايرنا ، دکتر مهدي روز چهارشنبه در واكنش اين نهاد به امضاء تفاهم نامه دوم استراتژيك ميان افغانستان و آمريكا افزود: چنين تفاهم نامه‌هايي واكنش‌هاي منطقه‌اي را به همراه خواهد داشت.

وي گفت: مبارزه با تروريسم نيازمند مشاركت جامعه بين‌المللي است درحاليكه امضاء اولين تفاهم نامه استراتژيك با واشنگتن در مه سال ‪۲۰۰۵ ميلادي باعث اختلاف در ميان حاميان افغانستان و وخامت اوضاع كشور شد.

وي با تاكيد بر قانونمندشدن حضور و فعاليت نيروهاي خارجي، نگراني همسايگان و كشورهاي منطقه را اصولي دانست.

جعفر كوهستاني رييس دوره‌اي شوراي متحد ملي افغانستان هم گفت كه اعلام خطوط اساسي سياست خارجي افغانستان ، هفته گذشته از سوي وزير خارجه باعث طرح سووال‌هايي در جامعه شد.

وي از امضاء تفاهم نامه استراتژيك ميان افغانستان و آمريكا كه اين هفته در سفر چهار روزه رنگين دادفر اسپنتا در واشنگتن به امضاء رسيد، انتقاد كرد.

#‪ ;۱۶۰وي تاكيد كرد: با امضاء اولين تفاهم نامه همكاري ميان دو كشور اوضاع اقتصادي ، سياسي و نظامي كشور بهبود پيدا نكرد.

شوراي متحد ملي افغانستان با ‪ ۹مورد از ‪ ۱۱مورد خطوط كلي سياست اين كشور كه هفته قبل اعلام شد، مخالف است .

در يكي از اين اصول روابط با آمريكا استراتژيك عنوان شده است.

شوراي متحد ملي افغانستان متشكل از ‪ ۶۰حزب و تشكل سياسي است .

posted by عبدالله خداداد @ 3:42 PM   |
قیمت جان چند است؟
Wednesday، May 14، 2008
نوشته: افغان بلاگر
اصولاً آنچه تا کنون از دولتمردان ایران دیده شده است جز نگاه حقارت و کوچک بینی نسبت به دولتمردان و مردم همسایه شرقی آنها نبوده و نیست. برای بسیاری از مردم عوام ایران نیز عادت شده است که برای تحقیر و فحاشی از تابعیت مهاجران افغانستان استفاده می کنند و کلمه «افغانی» تبدیل به فحش و ناسزایی شده است همتراز با فحشهای رایج ایرانی.
اخیراً که دیگر از منظر دولتمردان ایران، نه تنها روح افغانها بلکه جان افغانها نیز به منزله ای عنصر و شیء بی مقداری تنزل پیدا کرده که به سهولت و راحتی هر چه تمامتر قابل نابودی است. کشته شدن عده ای از هموطنانی که به دلایل مختلف و از جمله بیکاری و فقر تن به خفت زندگی مخفیانه و پست در بین نژاد مثلاً ایرانی داده و از مرزهای غربی کشور گذشته بودند به دست نیروی نظامی ایران لکه ننگی است بر این همه ادعای همسایگی و برادری و اسلامیت و انسانیت که روز به روز و لحظه به لحظه از گلوی ناپاک دولتمردان ایرانی به فضا پراکنده می شود و نتیجه آن چیزی جز نفرت، سرخوردگی، دشمنی و کینه توزی در بین دو ملت همسایه نیست و نخواهد بود.
هر چند ایرانی جماعتان بر مسند قدرت، بهانه مبارزه با قاچاق و این مسایل را به میان می کشند اما کدام انسان خردمند و با وجدانی حاضر است یا می تواند قبول کند که عده ای غیر مسلح و رنجور خود را به صف نیروهای نظامی ایران زده اند تا بتوانند محموله های قاچاق خود را از مرز عبور دهند. و شرم بر ما و دولتمردان ما که در مقابل این گونه وحشیگریها سکوت کرده و تنها به احضار یک سفیر اکتفا می کنیم.
بوی تعفنی که از لجنزار این بربریت خاص دولتمردان ایرانی برمی خیزد زود است که دامنگیر دماغ ایرانیان شود و پوزه ای را که با تبختر و تفاخر بالا نموده اند به خاک پست بکشاند. آن روز دیر نخواهد بود.
posted by Afghanblogger @ 9:51 PM   |
گفتنی ها
گفتنی ها را باید گفت.
حتی اگر نمی خواهید بگویید، حداقل می توانید ببینید و بخوانید.
بیش از چند دقیقه وقت نیاز نیست:
http://afghannevesht.blogspot.com
با وبلاگ «گفتنی ها» همراه شوید
posted by Afghanblogger @ 7:50 PM   |
یگ دختر گریان و گرسنه
یگ دختر گریان و گرسنه در شهر کابل " ادامه عکسها بصیرسیرت را مشاهده کنید
posted by basir seerat @ 5:32 PM   |
وزیران دفاع کشور های عضو سازمان همکاری های شانگهای، دیدار می کنند

به گزارش خبرگزاری نووستی روسیه، در دو روز آینده، در نشست شورای وزیران دفاع کشورهای عضو سازمان