کانون وبلاگ‌نويسان افغانستان

English پشتو تماس با کانون در باره کانون مطالب آموزشی وبلاگ نویسی مطالب مربوط به کانون چگونه به کانون بپیوندم؟ نمایندگی های کانون لیست مدیران و اعضای کانون
وبلاگ‌های بروزشده پشتو

حمايت از پن‌لاگ افغانستان

کانون وبلاگ‌نويسان افغانستان يک کانون مستقل و آزاد مربوط به وبلاگ‌نويسان و وب‌نويسان و رسانه دیجیتال می‌باشد.

منابع و اخبار جهان

شبکه خبری CNN
شبکه خبری BBC
U.S NewsWire
شبکه خبری VOA
شبکه خبری CBS
شبکه USA Today
Canada Newswire
شبکه خبری Reuters
ایسوشیتیت پریس AP
شبکه خــبری Al-Jazeera
گروپ خبرهای ناظران W.N.G
آژانس خبری نوسندگان آفریقا
اخبار جهان World News
شبکه خبری FOX News
اخبار جهان World News
Religion News Service
تازه ترین اخبار علمی
شبکه خبری CNS
شبکه خبری ABC
آنــلاین ژورنال
MSNBC
Write News
خـبرهای انترنیت
اخبار Earth Times
تازه‌ترین اخبار هنری جهان
شبـــــکه خبری مسلمانها
سرویس خبرهای مذهبی
تازه ترین اخبار زنان جهان
شبـــکه خبری C-SPAN
گزارشگران آمریکایی
گزارشگران هالیوود
Civil Rights Post
در آچه چه گذشت؟
جهان ترور و وحشت
دنیای تبعیض نژادی
تازه‌ترین اخبار از عراق
MultiNational Force
Word Peace Reports
جهان سیاست در تصویر
Meddle East Observer
تازه‌ترین اخبار CIA & FBI
تازه‌ترین اخبار از دنیای پناهندگان
WorldDisarmament News
تازه‌ترین خبرهای القاعده
شبکه خبری القاعده
خبرهای زندان ابوغریب
حوادث طبیعی جهان
دنیای توطئه خیانت
دنیای جاسوسی
اخبار جاسوسی
Al Qaida News
خبرهای پنتاگون
فلستین پوست
RUSSIA LIFE
جهان سیاست
دنیای جنایت
خبرهای ناتو

مطبوعات بین الملل
News Max
News.com
USA Today
ساندی تایمز
Wolrd Wires
مجله ساینس
آژانس فرانسه
تریبون شیکاگو
Financial Times
News Scientist
World Net Daily
Full Coverage news
Daily Telegraph
World Vision
News Watch
روزنامه گاردین
The HILL
روزنامه ها
از ديگ ر وبلاگ‌ها

اين قسمت مربوط به اخبار و مطالب بروز شده‌ای وبلاگ‌ها می‌باشد که در اين قسمت برای علاقمندان بصورت خلاصه همراه با لينک بروز خواهد شد.

رقص در جای خالی بودا
Tuesday، February 09، 2010
این فلمنامه محسن مخمبلاف را در میان تارهای درهم تنیده وب یافتم. از خواندن آن هم لذت بردم که چه زیبا روایت شده و هم محزون شدم از اینکه تا حال هستند ابله و نادانانی همچون طالبان که مکتب ایشان نه به سان یک مکتب که فابریکه تبدیل انسان به حیوان است. مصطفی

محسن مخملباف:
بهار سال 1385بود. سفری داشتم به بامیان افغانستان. بین راه ،با همسرم مرضیه، در قهوه خانه ای ناهار می خوردیم. گاوی دیوانه وار سر بر دیوار می کوفت و از ته دل نعره بر می کشید.آن قدر که بی طاقت شدم و دست از غذا کشیدم. از قهوه چی پرسیدیم : این گاو چرا این جور دردمندانه نعره می کشد ؟ گفت: سر گوساله اش را جلویش بریده ایم، دیوانه شده. گفتم: بی انصاف چرا بریدی؟ گفت: بریدم برای مشتری های آبگوشت خور. اما تو کجا بودی وقتی طالبان پسرهای بالای 10 ساله ما را جلوی مادران شان سر می بریدند و مادران آن پسرها گاو وار نعره از دل می کشیدند و سر به بیابان می گذاشتند؟پرسیدم:کی و چرا؟یکی از مشتری ها گفت:چند سال پس از حاکمیت طالبان در افغانستان، هنوز هزاره جات به دست طالبان نیفتاده بود.سازمان امنیت پاکستان که گرداننده اصلی طالبان بود، تصمیم گرفت هزاره جات را تصرف کند، پس به فتوی ملا عمر نیاز بود و ملا عمر فتوی داد: هر کس سر هفت شیعه را ببرد به او کلید بهشت را خواهم داد.و طالبان به هزاره جات حمله کردند و سه شبانه روز هر مردی را یافتند کشتند و حتی سر پسر ده ساله و نوزاد ذکور را به جرم مردی در آینده بریدند.و بعد از سه روز ارعاب و وحشت دوباره فتوی آمد که دست از کشتن بردارید، حالا نوبت تقسیم کلید های بهشت است. من و مرضیه همسرم خانه به خانه بامیان را گشتیم و دهان به دهان از این قصه، قصه ها شنیدیم.و روایت زیر بخشی از آن هاست:
فیلمنامه: *رقص در جای خالی بودا*
1- دریاچه ای میان کوه،روز

جوان طالب در آب دریاچه ای که چون لاجورد آبی است غسل می کند و دعا می خواند و بعد ردایش را می پوشد و عمامه اش را دور زانویش می پیچد و بر سر می گذارد.تیتراژ.
2-عمارت طالبان،روز
جوان به پلکان عمارت غار ملا صاحب می رسد. پلکانی در کنار جای خالی بودا. نگهبانی راه را بر او می بندد.جوان: برای گرفتن کلید بهشت نزد ملا صاحب می روم. نگهبان او را از پله ها بالا می برد.
3- غار ملا صاحب، روز
در غاری مدور پیر مردان نشسته اند و از آتشی که در میانه افروخته اند گرم می شوند. شعله آتش روی آن ها را پر رمز و راز کرده است. جوان در حضور ملا صاحب زانو می زند و دست وی به حرمت می بوسد. کلید های ریز و درشت بهشت از گردن ملا صاحب چون گردنبندی آویزان است.جوان: ملا صاحب هفت شهر عشق را طی کرده ام ، آمده ام تا کلید بهشت را از آن خود کنم.ملا صاحب: اول قصه کن چگونه هفت کافر را هلاک کردی.جوان: وقتی شهر بامیان فتح شد من و همراهانم خیلی دیر رسیدیم.آنگاه که همه از شهر گریخته بودند و آن که مانده بود ،از پیرزن و پیر مرد و چلاق که پای رفتن نداشت از ترس مرده بود یا کشته شده بود و همراهانم به قندهار باز می گشتند و من از آن ها جدا شدم تا بخت خودم را بیازمایم.
ادامه را در وبسایت مخملباف فلم بخوانید.

برچسبها: ,

Published by kabulistan @ 4:24 PM Permanent Link   |
|
پرسش و پاسخ های رایج در باره کانون
وبلاگ‌های بروزشده فارسی/دری

مطالب نشر شده
آرچیف
Template by

  Free Page Rank Tool BLOGGER

blog counter

View My Stats Add to Technorati Favorites لوگوی کانون